یاران آخرالزمانی
سنگری از سنگرهای دفاع از اسلام ناب و انقلاب اسلامی و دست نوشته ها و خاطرات
نوشته شده در تاريخ شنبه 07 آبان 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

تاريخ ازدواج
  در تاريخ ازدواج علي (ع) و حضرت زهرا (س) اختلاف است و كسي كه قديمي‌ترين تاريخ را نقل كرده، يعقوبي مي‌باشد كه نوشته است: رسول‌الله دو ماه پس از ورود به مدينه حضرت زهرا (س) را به تزويج حضرت علي (ع) در آورد؛ اين در حالي بود كه گروهي از مهاجرين وي را از رسول‌الله (ص) خواستگاري كرده بودند و هنگامي كه رسول خدا (ص) وي را به حضرت علي (ع) تزويج كرد، گِله كردند و آن حضرت فرمود:
 
«من فاطمه را به علي تزويج نكردم، بلكه خدا او را به علي تزويج كرد»[1]
 
  كليني در روضه كافي با سندي از سعيد بن مسيّب نقل مي‌كند كه در مورد هجرت گفت: به علي بن حسين (ع) گفتم: چه وقت رسول الله (ص) حضرت فاطمه (س) را به حضرت علي (ع) تزويج كرد؟ فرمود: يك سال پس از هجرت به مدينه و در آن هنگام فاطمه نُه ساله بود.[2] اين قول با آنچه كه طبري از واقدي با استناد به امام باقر (ع) روايت مي‌كند، سازگارتر است. آن حضرت فرمود:
 
«علي بن ابيطالب (ع) در چند شب باقيمانده از ماه صفر تا شروع سال دوّم هجري حضرت با فاطمه (س) ازدواج كرد»[3]
 
  در جاي ديگري با همين سند گفتار خويش را تكميل مي‌كند و مي‌نويسد: در ماه ذي الحجه و در آغاز بيست و دومين ماه هجرت، حضرت علي (ع) بر فاطمه (س) وارد شد.[4] ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبيين همین مطلب طبري را نوشته و در ادامه دارد كه: ... و بعد از بازگشت از غزوه بدر علي (ع) بر فاطمه (س) وارد شد.[5]
  بنابراين آنچه را كه در مورد تاريخ ازدواج است سخن طبري است كه مي‌گويد: چند شب باقيمانده از ماه صفر، و در مورد مصباح المجتهد آمده است كه: در اول ذي الحجه سال دوم هجري رسول الله (ص) حضرت فاطمه (س) را به خانۀ اميرالمؤمنين فرستاد.[6] بنابراين فاصلۀ زمان عقد تا عروسي تقريباً ده ماه بوده است. و شايد عجله پيامبر اكرم (ص) در اجراي صيغه عقد، براي اين بوده است كه جواب روشني به خواستگارها داده باشد و عجله نكردن در بر پايي مراسم عروسي براي اين بوده است كه فاطمه (س) به ظاهر به رشد و نموّ بيشتري از لحاظ جسم و قوا به حدّ زنان برسد.[7]
 
خواستگاري
  طبرسي در اعلام الوري از علي بن ابراهيم قمي نقل مي‌كند كه: وقتي رسول الله (ص) منزل‌هاي خود را در مدينه بنا مي‌كرد، فاطمه (س) نزد او به سر مي‌برد. در اين هنگام ابوبكر از او خواستگاري كرد و آن حضرت در جواب فرمود:
 
«منتظر امر خدای عزوجل هستم»
 
  سپس عُمر به خواستگاري آمد كه همين جواب را به او داد. آن گاه به حضرت علي (ع) گفتند: چرا فاطمه (س) خواستگاري نمي‌كني؟ حضرت فرمود:
 
«به خدا قسم كه چيزي ندارم»
 
   به ايشان گفته شد: رسول الله (ص) از تو چيزي نمي‌خواهد. پس حضرت علي (ع) نزد رسول خدا (ص) آمد، ولي شرمش آمد كه در خواست خود را مطرح كند و بازگشت. سپس در روز دوم نيز آمد ولي باز شرمش شد و بازگشت. آنگاه در روز سوم آمد كه رسول خدا (ص) از او (ع) پرسيد:
 
«اي علي، آيا خواسته‌اي داري؟»
 
  عرض کرد:
 
«بله يا رسول الله (ص)»
  
فرمود:
«شايد كه براي خواستگاري آمده‌اي؟»
 
  عرض کرد:
«بله، يا رسول الله»
 
 فرمود:
«آيا چيزي نزد خود داري؟»
 
  علي (ع) عرض کرد:
 
«اي رسول الله (ص)، چيزي جز زره‌ام ندارم»
 
  پس رسول خدا (ص) فاطمه را به دوازده و نيم اوقيۀ طلا به وي تزويج كرده و زره‌اش را به وي باز گردانيد.[8]
 
خطبه عقد
  حلبي در مناقب آل ابي طالب[9] مي‌نويسد: نبي اكرم (ص) در هنگام تزويج فاطمه (س) به علي (ع)، خطبه‌اي ايراد كرد كه آن را امام رضا (ع) و يحيي بن مَعين در امالي‌اش و ابن بُطّة در الانابه به صورت بي سند از انس بن مالك نقل كرده‌اند كه آن حضرت (ص) فرمود:
 
«الحمدلله المحمود بقدرته، المطاع في سلطانه، المرغوب اليه فيما عنده، الموهوب من عذابه، النافذ امره في سمائه وارضه، خلق الخلق بقدرته وميّزهم باحكامه واعزّهم بدينه واكرمهم بنبيّه محمّد.
انّ الله جعل المصاهرة نسباً لاحقاً وامراً مفترضاً وَشَبحَ بهاالارحام والزمها الانام. قال تعالي «هو الذي خلق من الماءِ بشراً فجعله نسباً وصهراً»[10] ثم اِن الله تعالي امرني ازوّج فاطمه من علي، وقد زوّجتها اياه علي اربعمئة مثقال فضه (كذا) اِنْ رضيتَ يا علي.» فقال علي (ع) رضيتُ يا رسول الله»
 
شب ازدواج
  خوارزمي در المناقب مي‌نويسد: رسول خدا (ص) رو به زنان كرد و گفت:
 
«همانا دخترم را به پسر عمويم تزويج كردم و شما مقام و منزلت دخترم را نزد من مي‌دانيد و حال او را به علي (ع) سپرده‌ام. پس براي او بهتر از دختران خويش اقدام كنيد»
 
  زنان در اتاق فاطمه (س) فرشي از ليف و يك بالش و پرده‌اي خيبري و يك تشت لباس شويي گذاشتند و ام ايمن هم دربان شد. آنها برخواستند و بر حضرت زهرا زيورهايي آويختند و خوشبويش نمودند و رسول الله (ص)
بلال را فرا خواند و به او فرمود:
 
«حال كه ازدواج دخترم، با پسرعمويم است، دوست دارم كه از سنت‌هاي امت من اين باشد كه در ازدواج ولِيمه (خوراك) بدهند. پس برو و يك گوسفند و پنج مُدّ جو تهيه كُن تا مهاجران و انصار را دعوت كنم»
 
  بلال آنها را آماده كرد و نزد رسول الله (ص) آورد و آن حضرت آن را جلوي خود گذارد. سپس فرمود:
 
«اي بلال مردم را دعوت كن كه دسته دسته به مسجد بيايند»
 
   مردم گروه گروه به مسجد آمدند و پس از غذا خوردن مي‌رفتند تا همگي اطعام شدند و مقداري غذا باقي ماند. رسول الله (ص) مقداري از غذاي باقي مانده را متبرّك كرد و به بلال فرمود:
 
«اينها را نزد زنان ببر و بگو: اين غذا را بخوريد و كساني كه با شما هستند را با آن اطعام كنيد»
 
   سپس رسول خدا (ص) به همراه علي (ع) به خانه‌اش آمد و فاطمه را صدا زد. هنگامي كه فاطمه (س) جلو آمد، همسرش را ديد كه با رسول الله (ص) است. رسول‌ الله (ص) به وي فرمود:
 
«نزديك بيا»
 
  فاطمه (س) به پدر نزدیک شد. رسول الله دست او را و دست علي (ع) را گرفت و هنگامی که خواست دست فاطمه را در دست علی (ع) قرار دهد، دل فاطمه گرفت و اشك چشمانش جاري شد... پس آن حضرت سر خود را بالا گرفت و فرمود:
 
«چه چيز باعث گريه تو شده است؟ به خدا قسم كه من در حق تو كوتاهي نكرده‌ام و قدر تو را گرامي داشته و تو را به تزويج بهترين فردِ خاندانم در آورده‌ام و به خدا سوگند كه تو را به تزويج كسي در آورده‌ام كه سيّد و آقاي دنيا و آخرت و از صالحان مي‌باشد»
 
   پس فاطمه (س) آرام گرفت و دستش را در دست نبي اكرم (ص) قرار داد و آن حضرت (ص) دست او را در دست علي (ع) قرار داد و فرمود:
 
«به سوي خانه خودتان برويد. خداوند اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و كارهايتان را اصلاح كند.[11] شما همچنان باشيد تا دوباره برگردم»
 
سپس نبی اکرم مراجعت کرد و در زد. ام ايمن گفت: كيست؟ فرمود:
 
«من رسول الله (ص) هستم»
 
  ام ايمن در حالي كه مي‌گفت: پدر و مادرم فدايت باد، در را باز كرد. رسول‌ الله (ص) از او سؤال كرد:
 
«آيا برادرم اينجاست اي اُمّ ايمن؟»
 
  جواب داد: برادرت كيست؟ فرمود:
 
«علي بن ابيطالب»
 
 عرض کرد: اي رسول خدا (ص) آيا او برادر تو است در حالي كه دامادت مي‌باشد؟ فرمود:
 
«بله»
 
  آنگاه ام ايمن گفت: ما حلال و حرام را از تو ياد مي‌گيريم. آن گاه نبي اكرم (ص) داخل شد و وقتي كه زنان از پشت پرده او را ديدند از جاي خود برخاستند و به سرعت خارج شدند و وقتي كه (اسماء بنت عميس) او را ديد، آماده رفتن شد كه رسول خدا (ص) فرمود:
 
         «تو در اينجا چه كاري انجام مي‌دهي؟»
 
  گفت: من از دخترت محافظت مي‌كنم. دختران جوان در شب ازدواج به همراهي احتياج دارند تا اگر حاجتي داشتند، برايشان انجام دهد. رسول خدا (ص) به او فرمود:
 
«از خدا مي‌خواهم كه در همه حال نگهدار تو باشد و تو را از شرّ شيطان در امان نگه دارد. برايم ظرف آبي بياور»
 
  اسماء برخاست و ظرفي را از آب پُر كرد و آن را آورد. نبي اكرم (ص) صورت و پاهايش را با آن شُست و مقداري از آن را مضمضه كرد. سپس فاطمه را فرا خواند. فاطمه در حالي كه لباس بزرگ و نقابي بر چهره داشت نزد او آمد. آن حضرت مشتي از آب برداشت و آن را بر سرش پاشيد و كف ديگري برداشت و بر دستهايش پاشيد و آن گاه مقداري هم به گردن و بدنش پاشيد. سپس فرمود:
 
«خدايا فاطمه از من و من از فاطمه هستم. پس همان طوري كه پليدي را از من دور كردي و مرا تطهير نمودي، او را هم تطهير كُن»
 
  پس از آن به او فرمود كه از آن آب بخورد و رويش را با آن بشويد و با آن مضمضه و استنشاق كند. سپس ظرف ديگري از آب طلب كرد و علي (ع) را فرا خواند و همين عمل را انجام داد و براي او به همين صورت دعا كرد و آن گاه فرمود:
 
«خداوند دلهايتان را به هم نزديك و مهربان كند و نسل شما را مبارك گرداند و كارهاي شما را اصلاح كند»[12]
 
 
 
 


[1] . تاريخ يعقوبي، چاپ بيروت، دارصادر، بي تا، ج 2، ص 41.
[2] . روضه كافي، ص 180.
[3] . تاريخ طبري، ابو جعفر محمد بن جرير طبري، تحقيق مجد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دار التراث، ط الثانيه 1387/1967.
ج 2، ص 410.
[4] . همان، ص 485.
[5] . مقاتل الطالبين، ابوالفرج علي بن الحسين الاصفهاني، تحقيق سيد احمد صقر، بيروت، دارالمعرفه، بي تا، ص 30، و اضافه كرده است كه فاطمه زهرا (س) در آن هنگام هجده ساله بوده است.
[6] . بحارالانوار، علامه مجلسي، مؤسسة الوفاء بيروت، لبنان، 1404 هـ، ق ،ج 43، ص 92.
[7] . يوسفي غروي، محمد هادي؛ تاريخ تحقيقي اسلام، ج 2، ص 250.
[8] . اعلام الوري، ج 1، ص 161 و اين قسمت آخر خبر در تفسير قمي نيامده است و معناي خبر اين است كه مهر بر ذمّۀ آن حضرت گذاشته شده بود كه مي‌بايست بعداً بپردازد. (تاريخ تحقيقي اسلام، محمد هادي يوسفي غروي، ج 2، ص 251).
[9] . يوسفي غروي، محمد هادي؛ تاريخ تحقيق اسلام (موسوعة التاريخ الاسلام)، مترجم حسين علي عربي، قم، انتشارات مؤسسه امام خميني، پاييز 1383 ، ج 2، ص 251، به نقل از مناقب آل ابيطالب، ج 3، ص 35.
[10] . فرقان، آيه 5
[11] . يوسفي غروي، محمد هادي؛ موسوعة التاريخ الاسلام، مجمع الفكر الاسلامي، ج 2، ص 214.
[12] . همان، ص 215.


 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 06 آبان 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

شهادت امام جواد الائمه ( صلوات الله و سلامه علیه )را به حضور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مقام معظم رهبری( مد ظله العالی) و همه مسلمین بخصوص شیعیان تسلیت عرض می نمائیم 

معجزات و كرامات

 

 

معجزه و كرامات به اذن خداوند سبحان از  نشانه هاي ائمه معصومين (ع) است .
نمود معجزات و كرامات ائمهاطهار(ع) از آغاز دوره امامتامام جواد(ع) به بعد در زندگي و سيره معصومين (ع) از جايگاه ويژه اي برخورداراست؛چرا كه محدوديت شديد ائمهدر اين دوره از سوي مخالفين و ظهور فرقه ها و نحله هاي گوناگون موجب گشت تا امامجواد (ع) و ائمه پس از او براي اثبات حقانيت و امامت خويش بيش از ائمه قبل، ازقدرتي كه خداوند سبحان در اين خصوص به آنها عطا كرده بود استفادهكنند.
شفاي چشم
محمد بن ميمون مي گويد : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم مي خواهم به مدينه بروم، نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت . به مدينه رفتم در حاليكه چشمهايم به دردي مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحويل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده . اين كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : اي محمد وضعيت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم يا بن رسول الله ، همانگونه كه مشاهده مي فرماييد بيمار است و نورش رفته است .
حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد ، بر چشمم كشيد ، بيناييم چون سالمترين زمانش گشت . دستها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.
مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 � الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372  - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235  - اثبات الهداه ، ج3 ،338  - بحارالانوار ، ج 50  ،ص 46 - مدينة المعاجز ،ج 7 ، ص372 � كشف الغمة ،ج2، ص365 � حلية الابرار،ج4، ص540
 
آزادي از زندان
اباصلت مي گويد : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم ، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشايشي انجام دهد .
هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم .
فرمود: برخيز ، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت  و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند  ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون.
اباصلت مي گويد : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام.  عيون اخبار الرضا (ع) ،ج 2، ص678


ادامه مطلب...

SHIA-NEWS.COM  شیعه نیوز :
 

حاج سید احمد رشتی می فرماید: « در سال 1280، به قصد حج بیت الله الحرام از رشت به تبریز آمدم و در خانه حاج صفرعلی تاجر تبریزی منزل کردم؛ اما چون قافله ای نبود، متحیر ماندم تا آن که حاج جبار جلودار سدهی اصفهانی برای طرابوزن (از شهرهای ترکیه) بار برداشت.

 

من هم به تنهایی از او حیوانی کرایه کرده و رفتم. وقتی به منزل اول رسیدیم، سه نفر دیگر به تشویق حاج صفرعلی به من ملحق شدند: یکی حاج ملا باقر تبریزی، دیگری حاج سید حسین تاجر تبریزی و سومی حاجی علی نام داشت که خدمت می کرد که به اتفاق روانه شدیم. به ارزنة الروم ( شهری تجاری و صنعتی در شرق ترکیه ) رسیدیم و از آن جا عازم طرابوزن شدیم.

 

در یکی از منازل بین این دو شهر، حاج جبار جلودار آمد و گفت: منزلی که فردا در پیش داریم مخوف است امشب زودتر حرکت کنید که به همراه قافله باشید. این مطلب را به خاطر آن می گفت که ما در سایر منازل، غالباً با فاصله ای پشت سر قافله راه می رفتیم. لذا حدود سه ساعت پیش از اذان صبح، حرکت کردیم. حدود نیم فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که ناگاه هوا دگرگون شد و برف باریدن گرفت به طوری که هر کدام از رفقا، سر خود را پوشاندند و به سرعت رفتند؛ اما من هر قدر تلاش کردم نتوانستم به آنها برسم و در آن جا تنها ماندم.

 

از اسب پیاده شدم و در کنار راه نشستم. خیلی مضطرب بودم؛ چون حدود ششصد تومان برای مخارج سفر همراه داشتم و ممکن بود راهزن یا دزدی پیدا شود و مرا به خاطر آنها از بین ببرد. بعد از تأمل و تفکر، با خود گفتم: تا صبح همین جا می مانم بعد به منزل قبلی برگشته، چند محافظ همراه خود می آورم و به قافله ملحق می شوم.

 

در همان حال ناگاه باغی مقابل خود دیدم و در آن باغ باغبانی که در دست بیلی داشت، مشاهده می شد. او بر درختها می زد که برف آنها بریزد. پیش آمد و نزدیک من ایستاد و فرمود: تو کیستی؟
عرض کردم: رفقایم رفته و من مانده و راه را گم کرده ام.
فرمود: نافله شب بخوان تا راه را پیدا کنی.
مشغول نافله شب شدم. بعد از تهجد (نماز شب)، دوباره آمد و فرمود: نرفتی؟
گفتم: والله، راه را بلد نیستم.
فرمود: جامعه ( زیارت جامعه کبیره – مفاتیح الجنان ) بخوان تا راه را پیدا کنی.
من جامعه را از حفظ نداشتم و الان هم از حفظ نیستم با آن مکرر به زیارت عتبات مشرف شده ام. از جای برخاستم و زیارت جامعه را از حفظ خواندم.

 

باز آن شخص آمد و فرمود: نرفتی؟ بی اختیار گریه ام گرفت و گفتم: همین جا هستم چون راه را بلد نیستم. فرمود عاشورا بخوان. من زیارت عاشورا را از حفظ نداشتم و الان هم حفظ نیستم در عین حال برخواستم و مشغول زیارت عاشورا از حفظ شدم، و تمام لعن و سلام ها و دعای علقمه را خواندم.

 

دیدم باز آمد و فرمود: نرفتی؟
گفتم: نه، تا صبح همین جا هستم. فرمود: الان تو را به قافله می رسانم. ایشان رفت و بر الاغی سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد. فرمود: پشت سر من بر الاغم سوار شو.
سوار شدم و اسب خود را کشیدم اما حیوان حرکت نکرد.
فرمود: دهنه اسب را به من بده.
ایشان بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را با دست راست گرفت و به راه افتاد و اسب کاملاً آرام می آمد و ایشان را اطاعت می نمود بعد آن بزرگوار دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود:
شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله.
باز فرمود: شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا.
بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه.

 

در زمان طی مسافت، مسیری دایره ای را پیمودیم ناگاه برگشت و فرمود: اینها رفقای شما هستند.
دیدم رفقا کنار نهر آبی پیاده شده، مشغول وضو برای نماز صبح بودند.
از الاغ پیاده شدم تا سوار اسب خود شوم، نتوانستم. آن جناب پیاده شد و بیل را در برف فرو کرد و مرا سوار نمود و سر اسب را به سمت رفقا برگرداند. من در آن حال به فکر افتادم این شخص که بود که به زبان فارسی صحبت می کرد در حالی که این طرفها زبانی جز ترکی و مذهبی جز مذهب عیسوی وجود ندارد! تازه چطور به این سرعت مرا به رفقای خود رسانید.
به خاطر همین فکرها پشت سرم را نگاه کردم؛
اما کسی را ندیدم و از ایشان اثری نیافتم. و بعد از این جریان به رفقای خود ملحق شدم. »

حضرت ولىّ‏عصر و زيارت حضرت معصومه عليهماالسّلام

نوشته شده در تاريخ شنبه 30 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

به مقتضاى روايات عديده‏اى که از امامان بزرگوار راجع به فضايل و مناقب حضرت فاطمه معصومه سلام‏اللَّه ‏عليها و ثواب زيارت آن مخدّره معظّمه رسيده است، طبعاً ولىّ‏ عصر، امام زمان ارواحنافداه نيز براى آن بانوى بهشتى احترام و تعظيم فراوان قائلند  

 


صدای شیعه:

به مقتضاى روايات عديده‏اى که از امامان بزرگوار راجع به فضايل و مناقب حضرت فاطمه معصومه سلام‏اللَّه ‏عليها و ثواب زيارت آن مخدّره معظّمه رسيده است، طبعاً ولىّ‏ عصر، امام زمان ارواحنافداه نيز براى آن بانوى بهشتى احترام و تعظيم فراوان قائلند و از روى همين قراين و شواهد مى ‏توان گفت که آن ولى ‏اعظم خدا نيز به زيارت عمّه بزرگوار خود، حضرت فاطمه معصومه سلام‏ اللَّه ‏عليها اهتمام دارند و مرقد مطهّر وى مورد توجّه، عنايت و الطاف امام زمان عليه‏السّلام مى‏باشد.

و به همين مناسبت زائران بقعه منوّره از زن و مرد نيز مورد لطف خاصّ امام زمان عليه‏السّلام مى‏باشند، زيرا آن حضرت مى‏بينند که دلدادگان آل محمّد و شيعيان اهلبيت عليهم‏السّلام سر بر آستان عمّه گرانقدرشان ساييده و عتبه مبارکه و ضريح مقدّس او را مى ‏بوسند.

اينها مطالبى بود که با ملاحظه اخبار و روايات مربوط به زيارت بى‏بى دو عالم ذکر کرديم. علاوه که بعضى از مکاشفات و رؤياهاى صادقه نيز که براى اهل‏دل و صاحبان‏ نفوس‏ زکيّه واقع شده، حکايت از همين معنا مى‏کند.

مرحوم آيت ‏اللَّه حاج آقا مرتضى حايرى رضوان‏اللَّه‏عليه، فرزند برومند مؤسّس حوزه‏علميه‏قم مرحوم آيت‏اللَّه‏العظمى حاج شيخ عبدالکريم حائرى قدس‏ سرّه‏ الشريف در يادداشتهاى خود نوشته ‏اند: من اين جريان را که اهل علم و تحقيق و دقّت در امور، زيارت حضرت معصومه سلام ‏اللَّه‏ عليها را در قسمت بالاسر حرم حضرت فاطمه‏ معصومه سلام ‏اللَّه‏ عليها انجام مى ‏دادند، نمى ‏پسنديدم براى اينکه:

اولاً سلام به حسب اعتبار عرفى بايد به طرف آن موجود محترم باشد نه بالاى سر او و رو به قبله، که جسم مطهّر در طرف چپ واقع مى‏شود. و تا آنجا که مى‏دانم در هيچ‏يک از سلام‏ها به اين شکل نرسيده است.

و ثانياً در خصوص ضريح آن حضرت که قبر مطهّر انحراف دارد، صورت مطهّر نوعاً در پشت سر واقع مى‏شود.

شبى خواب ديدم که سه‏نفر مردمان بيابانى و بيابان‏گشته که يکى از آن سه بزرگوار - در عالم خواب معلوم بود که امام‏عصر عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه‏الشّريف بود، در پشت سر حضرت، رو به قبله در طرف سر مبارک ايستاده‏اند و به حسب ظاهر زيارت مى‏کنند، يعنى معلوم بود که براى زيارت ايستاده‏اند، ولى من کلمات آنها را نمى‏شنيدم.

بعداً من به روايت سعد، که دليل بر زيارت آن وجود مبارک است مراجعه کردم. ديدم "عندالرأس ‏مستقبل‏ القبلة" دارد؛ يعنى نزد سر و جانب سر، روبه‏قبله و "فوق الرأس" ندارد که معنى آن "بالاى سر" باشد. ونزد سر، روبه قبله، باتوجه به عرفيّت سلام که بايد رو به جانب جسد مطهّر باشد منطبق بر همان موضع مى‏باشد که در عالم خواب امام عليه‏السّلام و دو نفر از ياران آن بزرگوار ايستاده بودند.

منبع کتاب بانوی ملکوت

تالیف آیت الله کریمی جهرمی
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

رئیس شورای نظامی طرابلس اعلام کرد که اطلاعات موثقی در دست است که نشان می دهد امام موسی صدر در مزرعه ای در جنوب طرابلس مدفون است.  

امام موسی صدر

صدای شیعه: به گزارش مهر، عبدالحکیم بلحاج در گفتگو با بی بی سی عربی اظهار داشت: اطلاعات موثقی موجود است مبنی بر اینکه امام موسی صدر در مزرعه ای در نزدیکی جنوب طرابلس دفن شده است.

وی افزود: اطلاعات قدیمی حاکی از آن بود که امام موسی صدر به سبها منتقل شده و سپس گفته شد وی در منطقه قلعه مدفون است، اما اطلاعات جدید نشان می دهد وی در یکی از مزارع نزدیک طرابلس به خاک سپرده شده است.

بلحاج تصریح کرد: ما اطلاعات موجود را بررسی می کنیم و به دنبال کشف حقیقت هستیم و به محض دستیابی به حقیقت آن را اعلام خواهیم کرد.

گفته می شود مزرعه مذکور در جنوب طرابلس اجساد دیگری را نیز در خود جای داده که احتمالا از مخالفان رژیم قذافی بوده اند.


نوشته شده در تاريخ شنبه 30 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

با پایان یافتن سفر 9 روزه حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به استان کرمانشاه، دفتر معظمٌ له در سپاس از مردم دلاور، مقاوم و سلحشور این استان اطلاعیه ای صادر کرد.

متن اطلاعیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

کرمانشاه، "سینه ستبر" ایران زمین، سرزمین پر افتخار محب اهل بیت علیهم السلام و مهد "جوانمردی، دلاوری و پهلوانی"، خطه با برکت "صبر، مقاومت، ایستادگی و ایثار" و دیار مصفای"سلحشوری و وفاداری" در روزهای اخیر، در استقبال و میهمان نوازی از رهبر فرزانه انقلاب اسلامی روزهایی شکوهمند و به یادماندنی سپری کرد و وحدت عزتمندانه اقوام و مذاهب، این حقیقت ناب را متجلی ساخت که همه اقوام ایرانی اجزای پیکره ی عظیمِ ملتِ مقتدری هستند که با "اتحاد و حضور و آگاهی" آینده درخشان این سرزمین قهرمان پرور و سرافراز را تضمین کرده اند.

دفتر مقام معظم رهبری، "ایمان، وحدت، و هوشیاری" مردم متدین کرمانشاه را نشانه ای از لطف و رحمت الهی در این کشور و این ملت می داند و با حمد و سپاس به درگاه ایزد منان تشکر خالصانه، صمیمانه و عمیق رهبر معظم انقلاب را از همه ی اقشار و صنوف مردم دلاور، پر محبت و حقیقتاً مهمان نواز استان کرمانشاه، علماء و روحانیت روشن ضمیر شیعه و سنّی، خانواده های صبور، مظلوم و با استقامت شهداء، جانبازان و ایثارگران، نخبگان و فرزانگان فرهیخته، استادان و دانشجویان فهیم و پر شور، عشایر غیور و هوشیار، نیروهای مقتدر و جان برکف منطقه اعم از سپاه، ارتش، بسیج، نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی، نماینده محترم ولی فقیه در کرمانشاه، استاندار محترم و مسئولان پر تلاش محلی اعلام می کند.

به فضل الهی سفر تاریخی و ماندگار رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به استان کرمانشاه در پرتو استمرار وحدت، آگاهی، وفاداری و هوشیاری آحاد مردم و در سایه شکوفایی استعدادهای کم نظیر مردم مجاهد به ویژه جوانان مؤمن، پر نشاط و با طراوت استان، افق کاملاً امیدوار کننده ای برای آینده این منطقه پر برکت ترسیم می کند و همت و تلاش مسئولان ملی و پیگیری جدی مسئولان محلی، زمینه ساز تحقق همه مصوبات و تصمیماتی خواهد شد که دولت خدمتگذار در سفرهای استانی و سفر اخیر رهبر معظم انقلاب، برای شتاب بخشیدن به روند حل مشکلات و کمک به توسعه استان عزیز کرمانشاه اتخاذ کرده است.

امید است راهبردهای مهم و اصولی که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در این سفر در مورد مسائل اساسی کشور و مردم استان بیان کردند مورد توجه آحاد مسئولان کشور در قوای سه گانه و دستگاههای فرهنگی و اقتصادی و همه علاقمندان به نظام اسلامی قرار گیرد و در کمترین زمان ممکن شاهد تحولات متناسب با شأن مردم غیرتمند استان کرمانشاه باشیم. انشاء الله

دفتر مقام معظم رهبری
 

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

به گزارش شیعه آنلاین، در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد... آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل ( بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند ...خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد ...و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.

کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.

بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند " این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد... "اقتربت الساعة وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.

در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیا است ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:

هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر  آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد...وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم. و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم. روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم ، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجالات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند... مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند بااین مضمون که "شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دولار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید...آیا این عاقلانه است"؟؟!  در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که در آن سفر ، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد.و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد.

"داوود موسی بیتکوک " سپس می گوید: با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است...

به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد ، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام است.

منبع: وبلاگ
عمارهای رهبر

 

 

 



 

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

جمال شورجه:
حجاب در سینمای ما وجود ندارد که بخواهیم در مورد خوب یا بد بودنش بحث کنیم
نمایش زنان آسیب‌دیده ایرانی با چادر و چارقد به شیوه‌ای غیرقابل تغییر در سینما تبدیل شده است به طوریکه که در عالم واقع هم کسی با دیدن یک زن محجّبه، احتمال نمی‌دهد که او همسر یکی از تجّار ثروتمند، استاد دانشگاه، مدیر و... باشد زیرا در بیشتر فیلمها اشراف‌زادگان و شخصیتهای پولدار با موهای نیمه باز، مانتو و لباس فاخر به تصویر کشیده می‌شوند.

 


صدای شیعه:

امروز به جرأت می توان ادعا کرد که حتی در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتی می خواهند مادر بزرگی را در یک خانواده نمایش دهند او را به صورت زنی چادری به تصویر می کشند و دختر جوان خانواده را کمی امروزی تر و یا به عبارت دیگر بدون حجاب به تصویر می کشند.هر چند که امروزه مادربزرگها هم کمی متفاوت تر شده و با چهره و لباسی جوان تر در سینما و تلویزیون ظاهر می شوند. 

این تنها در نقشهای خانوادگی منتهی نمی شود بلکه در سینما و تلویزیون وضعیت ظاهر افسران زن هم همیشه در قالب زنان چادری بوده واین ظاهر موجب شده است نگاهی که به زنان چادری در جامعه می شود به دید یک مأمور باشد. البته ناگفته نباشد انتقاد از استفاده از چادر برای ماموران زن برای حذف این پوشش نیست بلکه انتقاد به نوع طراحی لباس بازیگرانی است که در این نقشها بازی می کنند.

این انتقاد به بازیگران نقش دانشجو هم وارد است زیرا در برخی از فیلمهای ایرانی دیده شده است که دختر باحجاب پس از وارد شدن به دانشگاه بدحجاب می شوند. آسیب دیگر این صحنه ها این است که حتی دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را برای کسب شخصیت در جامعه برای خود انتخاب می کنند.
 
متاسفانه در بسیاری از فیلمها و سریالها شاهد آن هستیم که دختر بدحجاب با افتخار وارد محضر شده تا از همسرش جدا شود و شاهد ازدواج اجباری دختر باحجابی است که به زور پدر باید ازدواج کند. یا اینکه مدیران زن همه با حجاب هستند و موجب اخراج زیردستان بدحجاب خود که اکثرا هم بی گناه هستند می شوند. یا دختران بدحجابی که از وضع مالی خوب برخوردار بوده و به دختران با حجاب فخر می فروشند.
 
این القائات موجب شده است که جامعه محجّبه بودن را نشان دهنده انسانهای عقب مانده، فقیر، ضعیف و بی سواد تلقی کرده و دیگر کسی با دیدن یک بانوی محجّبه، احتمال نخواهد داد که شاید او یک دکتر و یا استاد دانشگاه یا دانشجو و مدیری موفق باشد.
 
در فیلم طلا و مس زن باحجاب که همسر یک روحانی است دچار دهها مصیبت و مشکل شده در حالی که زن بدحجاب که پرستار است از آزادی و موقعیت اجتماعی بهتری برخوردار بوده و به زن روحانی دلسوزانه نگاه می کند.
 
در سریال نرگس زن با حجاب (افسانه بایگان) که قهرمان فیلم است مظلومانه سختی زندگی را به دوش می کشد و در سریال زیر تیغ فاطمه معتمد آریا به عنوان همسر یک قاتل در سکانس ملاقات با همسرش در زندان و التماس به برادر مقتول بیشتر نقش چادر نمایان است که یا به واسطه وزیدن باد خودنمایی می کند و یا روی زمین به خاک کشیده می شود.
 
در فیلم دایره زنگی هم همسایه مومن و مذهبی با اینکه ماهواره نداشتند ولی مانع آزادی همسایه ها در استفاده از ماهواره می شدند در حالی که صاحب فرزندی غیر معتقد بوده و هزینه شارژ آپارتمان را هم نداده بودند. در این فیلم تمامی همسایه ها با خوشحالی و انرژی قصد سفر و تفریح دارند در حالی که همسایه مومن قصد برهم زدن این لذت را دارد.
 
تقابل موجود در این فیلمها، زن را در جامعه مذهبی، به صورت فردی ضعیف و بی اختیار جلوه می دهد در حالی که جامعه روشنفکر امروز، آزادی کامل برای زنان قائل است و در آن زن بدون هیچ واهمه و هراسی می تواند اظهار نظر کند.
 

ارمغان بدحجابی در سینما و تلویزیون نتیجه خواب 30 ساله مسئولان

جمال شورجه کارگردان و تهیه کننده سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد وضعیت پوشش حجاب در فیلمها و سریالها تولید شده در کشور گفت: واقعیت این است که حجاب و چادر در سینمای ما وجود ندارد که بخواهیم در مورد خوب یا بد بودنش بحث کنیم. متاسفانه 30 سال خواب زمستانی مسئولان فرهنگی کشور عواقب اینچنینی برای سینما و تلویزیون کشور به همراه داشته است. در جامعه ای که اکثر زنان با حجاب ظاهر می شوند و در راهپیماییها حضور چشم گیر زنان باحجاب را می بینیم چرا باید در فیلمها و سریالها تلقین کنیم که جامعه ایرانی بد حجاب هستند.

شورجه اظهار داشت: به اعتقاد من باید ناظران کیفی که از سوی ارشاد و صدا و سیما در تولید آثار حضور دارند دقت بیشتری کنند. چون وقتی کارگردان و تهیه کننده ای اعتقاد به حجاب ندارند و حتی همسر و فرزندانش هم بدحجاب هستند بی اختیار در ساخت فیلم خود توجه تخصصی و فرهنگی به حجاب نداشته و گاهی هم ضربه می زند.

این کارگردان مطرح کشور گفت: امروز اپیدمی بدحجابی در سینما و تلویزیون به یک بحران تبدیل شده و حرمت چادر به عنوان حجاب برتر در اکثر فیلمها و سریالها شکسته شده است.  این در شرایطی است که کارشناسان و هنرمندان متعهد نسبت به این غفلت  بارها هشدار داده اند.

دولتها؛ مقصر اصلی بدحجابی در سینما

علیرضا سربخش منقد سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با تائید جدایی حجاب از سینمای ایران گفت: دولت هشتم اوج جدایی کامل حجاب از سینمای ایران بود به نحوی که حتی روسریهای شیشه ای با نیت نشان دادن موی سر و گوش بازیگران وارد فیلمها شد و در دولت نهم این اپیدمی مسموم کمی بهتر شد ولی در دولت دهم باز هم سینما به سمت حجاب سینمایی رفت.

وی افزود: روسریهای کوتاه و نشان دادن موی سر زنان در فیلمها همان حجاب سینمایی است که باید مسئولان امر نسبت به اصلاح این فرهنگ غلط وارد شوند.

----------------

گزارش از سید هادی کسایی زاده
مهر

نوشته شده در تاريخ جمعه 29 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

تصویری بسیار قدیمی از حیاط مسجد الحرام  



صدای شیعه: این تصویر قدیمی حیاط مسجد الحرام و محدوده طواف را به ترسیم کشیده است.



 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

صدها نفر از برگزيدگان و منتخبين علمي، فرهنگي، ادبي، هنري، ورزشي، اجتماعي و اقتصادي استان كرمانشاه صبح امروز(سه شنبه) و در هفتمين روز سفر رهبر معظم انقلاب به اين استان، با ايشان ديدار كردند و به تبادل نظر در زمينه هاي گوناگون پرداختند.
حضرت آيت الله خامنه اي پس از شنيدن ديدگاهها و مطالب 13 نفر از برگزيدگان استان كه 1 ساعت و نيم به طول انجاميد، زمينه را براي حركت كاروان ملي ايرانيان به سمت اهداف و افق هاي درخشان فراهم خواندند و با تحسين اهداف بلند پروازانه جوانان در ترسيم افق آينده كشور تأكيد كردند: به ياري پروردگار و همت و تلاش عموم مردم به ويژه فرهيختگان و نخبگان، ملت عزيز ايران در آينده از ذخاير "علمي و فرهنگي و تمدني فراوان تري" برخوردار خواهد بود.
ايشان، با ابراز خرسندي از ديدار به يادماندني و پُر مغز با منتخبين استان كرمانشاه، اين استان را سينه ستبر و چهره زيباي ايران در عرصه هاي علمي، هنري، فرهنگي و ادبي خواندند و با اشاره به روحيه پهلواني و تلاش تحسين برانگيز انقلابي در استان افزودند: همه ويژگيهاي لازم و خصائل نيكو در اين استان نخبه پرور جمع شده است.
حضرت آيت الله خامنه اي با يادآوري آشنايي ديرين خود با شماري از فرهيختگان و انديشمندان استان كرمانشاه، افزودند: متأسفانه چهره حقيقي علمي، ادبي و هنري اين منطقه، آنگونه كه بايد و شايد شناخته شده نيست و مراكز تبليغات و صدا و سيما بايد به كمك زبدگان منطقه، در اين زمينه تلاش كنند.
رهبر انقلاب اسلامي، هدف اصلي از ديدار با برگزيدگان و منتخبين را "ترويج  تكريم نخبگان و صاحبان فكر و خلاقيت" ، خواندند و خاطر نشان كردند: قدرشناسي از برجستگان جامعه و احترام به آنها، بايد به عرف و عادتي همگاني تبديل شود.
ايشان، شناسايي و معرفي نخبگان و تكريم آنان را زمينه ساز الگوسازي در جامعه برشمردند و افزودند: انگيزه ديگر رهبري از حضور در چنين جلساتي، تأكيد بر ضرورت الگوسازي براي نسل جوان در همه عرصه ها و زمينه هاست.
ايشان، تلاش شبكه هاي رسانه اي نظام استبداد بين المللي را براي برجسته كردن الگوهاي منحرف و سخيف، برگرفته از اهداف خطرناك پروتكل هاي صهيونيستي دانستند و افزودند: اين الگوسازي شبكه اي، بر اساس سياست هاي مشخص و مدون صورت مي گيرد.
حضرت آيت الله خامنه اي، آشكار شدن استعداد ذاتي ملت ايران را دومين هدف ديدار با منتخبان و نخبگان خواندند و با اشاره به سياست قديمي استعمار در تحقير و ناكارآمد جلوه دادن مردم ايران تأكيد كردند: جوانان و نخبگان ملت در 32 سال اخير بطلان اين سياست ضد ايراني را با پيشرفتهاي گاه اعجاب انگيز علمي و فناوري اثبات كرده اند.
رهبر انقلاب اسلامي، بار ديگر، استعداد ايرانيان را از متوسط استعداد جهاني بالاتر خواندند و با يادآوري تاريخ و ميراث پر افتخار فرهنگي كشور افزودند: روزگاري كه غرب در تاريكي مطلق علمي به سر مي بُرد، ايران پيشتاز و پيشاني قافله برجسته علمي در كشورهاي اسلامي بود.
ايشان افزودند: اين واقعيات تاريخي، نشان دهنده استعداد برتر و ذخاير سرشار انساني در اين نقطه عالم است كه اين استعداد ذاتي و درخشان، بايد امروز، بار ديگر، آشكار شود.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اعلام نتايج تحقيقات مراكز جهاني مبني بر "چند برابر بودن سرعت و شتاب رشد علمي ايران در مقايسه با متوسط جهاني" افزودند: با تكيه بر باور جوان ايراني به استعدادهاي خود ضمن حفظ و افزايش اين شتاب اميدبخش، به مرزهاي كنوني علم مي رسيم و با پشت سر گذاشتن اين مرزها، افق هاي نوين علمي را در مقابل جامعه بشري خواهيم گشود.
رهبر انقلاب اسلامي، خدمت به تعالي انسان را هدف حقيقي و اصلي پيشرفتها و برجستگي هاي بشري دانستند و با اشاره به سوء استفاده زورگويان و سرمايه‌اندوزان جهاني از علم و هنر افزودند: هاليوود به عنوان مركز سينماي جهاني در خدمت انحطاط بشر است و نصيب ملتهاي افغانستان و عراق از علم غربي فقط بمب و سلاح شيميايي است.
حضرت آيت الله خامنه اي علم و هنر را در ذات خود، موهبت هاي الهي برشمردند و افزودند: ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي، اين پديده هاي متعالي را در خدمت اسلام و معنويت و تعالي بشر قرار خواهد داد.
ايشان در پايان سخنانشان، استفاده صحيح و برنامه ريزي شده از نبوغ و استعداد جوانان و نخبگانِ همه عرصه ها را، از واجب ترين وظايف مسئولان خواندند و تأكيد كردند: جريان نوآور و خلاق جاري در كشور، بايد تقويت شود تا انشاءالله  آينده درخشان ايرانيان را رقم زند.
در ابتداي اين ديدار جمعي از منتخبين استان كرمانشاه، مطالب مورد نظر فرهيختگان و برگزيدگان استان را با رهبر انقلاب اسلامي در ميان گذاشتند.
اسامي منتخبين و مهمترين محور سخنان آنها به اين شرح است:
ـ ماموستا ملا محمد محمدي امام جمعه اهل سنت كرمانشاه؛ بر وحدت سني و شيعه و استمرار حضور هموطنان اهل سنت در همه عرصه هاي دفاع از اسلام، انقلاب و ايران تأكيد كرد.
ـ پرفسور مجتبي شمسي پور، دانشمند برتر جهان اسلام و مؤلف كتاب سال؛ تبديل پيشرفتهاي علمي به فناوريهاي مورد نياز كشور را زمينه ساز شتاب بيشتر اقتدار علمي ايران خواند.
ـ استاد عبدالله جواري، استاد خوشنويسي و چهره ماندگار؛ پيشنهاد تأسيس دانشگاه هنر در استان كرمانشاه را ارائه داد
ـ مريم هاشمي فرود، بسيجي و برنده مدال طلاي وشوي مسابقات جهاني؛ ضمن تقديم مدال جهاني خود به رهبر معظم انقلاب گفت: استعداد جوانان لايق ايراني در عرصه هاي مختلف ورزشي، در صورت برنامه ريزي بهتر، درخشش و شكوفايي فراوان تري خواهد يافت.
ـ سيدقباد رهبر زاده دكتراي دندانپزشكي، برادر شهيد و از هموطنان اهل حق؛ شهيدان جامعه اهل حق را نشاندهنده همراهي هميشگي آنان با انقلاب كبير اسلامي دانست.
ـ اميرحسين نوروز نژاد، رتبه اول جشنواره خوارزمي و فرزند شهيد؛ خواستار حمايت بيشتر و برنامه ريزي شده مراكز مربوط از استعدادهاي جوان و تجهيز دانشگاههاي استان شد.
ـ زهرا جامه بزرگ، رتبه اول دكتراي دانشگاه علامه طباطبايي، توجه بيشتر به "تكنولوژي آموزشي" را در حل برخي مشكلات آموزشي ـ اجتماعي مؤثر دانست.
ـ جهانبخش رحمتي از سران و معتمدان ايل تركاشوند، گفت: عشاير به عنوان سربازان اسلام و ايران همچنان در صف مقدم همه عرصه هاي دفاع از انقلاب قرار دارند.
ـ استاد محمدعلي سلطاني، پژوهشگر و نويسنده اهل سنت، با اشاره به فرهنگ كهن و غني استان، روابط برادرانه پيروان همه مذاهب و اقوام مختلف در منطقه را نمونه خواند و اين استان را از پايگاههاي خدمات متقابل اسلام و ايران دانست
ـ آسياباني از فرماندهان و بسيجيان دوران جنگ تحميلي با خاطراتي از حماسه دفاع مقدس، فضاي جلسه را با عطر ايثار و استقامت رزمندگان و شهداء معطر كرد.
ـ هوشمند دولت ياري،كشاورز نمونه گندم كار و جوان برگزيده جشنواره علي اكبر، ايجاد تشكل هاي مردمي در بخش كشاورزي را باعث ثبات قيمت ها و توسعه صادرات كشاورزي استان دانست.
ـ مريم صحرارو، رتبه اول المپياد شيمي، تسريع در تكميل طرح پرديس غرب كشور را خواستار شد.
ـ اميد اسلام پناه، دبير نمونه كشور، زبان فارسي را داراي ظرفيت تبديل شدن به زبان مرجع علمي در جهان دانست و براي تحقق اين مهم پيشنهاداتي بيان كرد.
در پايان اين ديدار منتخبان و برگزيدگان استان نماز ظهر و عصر را به امامت رهبر انقلاب اسلامي اقامه كردند.

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران