یاران آخرالزمانی
سنگری از سنگرهای دفاع از اسلام ناب و انقلاب اسلامی و دست نوشته ها و خاطرات
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

از سالهای دور یهود عنود به دنبال هدم اسلام و آثار آن بوده است و برای تسهیل در نیل به این هدف برای خود برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای را انجام داده است و تقریباً از بکار گیری هیچ امکانی فروگذاری نکرده است اعم از امکانات مادی(پول و سرمایه)و امکانات معنوی(هم سوئی سران خائن دول بظاهر اسلامی و به دست گیری افکار عمومی جهان معاصرو ... ) .

این برنامه ریزی  قبل ازظهور اسلام شروع شد که رد پای آن را در تاریخ مکتوب می توان ملاحظه کرد.مثلاً  ابرهه برای هدم نماد اصلی  ادیان ابراهیمی وتوحیدی به مکه لشکر کشی عظیمی راه می اندازدتا خانه خدا را نابود سازد..که این یمن زیر نظر حکومت حبشه مسیحی و او زیر نظر حکومت بیزانس بوده است  ( فقط بررسی این نقشه از بعد سیاسی و اجتماعی آن زمان وقت زیادی می خواهد که از حوصله این نوشتار بیرون است.)

 شکل استقرار یهود و مسیحیت در جزیرة العرب نیز نیاز به بررسی دارد یهود در جزیرة العرب چه می کند خاستگاه او جای دیگر است به دنبال چه در یثرب مستقر شده است.

ارتباط بعضی از صحابه پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلّم) با یهود و بالعکس و هجوم بعضی از افراد یهودی برای مسلمان شدن و نقش آنها در تحریف معارف و آمیخته کردن بعض از معارف با اسرائیلیات از قبیل جسمیت خدا, رویت خداو... که همه اینها در مذهب  به اصطلاح اهل سنت دیده می شود.

در مذهب حقه شیعه امامیه اثنی عشریه هیچ از این مسائل دیده نمی شود و این به خاطر صیانت ائمه (علیهم السلام) از مرزهای دین بوده است.

یکی از ترفندهای یهود برای مقابله با دین مبین اسلام فرقه سازی است که در این مورد نیز به خاطر غفلت مسلمین به توفیقاتی نیز دست یازیده است.

از سه قرن پیش فرقه ضاله ای را به دست فرد شومی به نام محمد ابن عبداوهاب ذر حجاز راه انداخت که با فکر منحرف فرد مذکور و سرمایه فرد قدرت طلبی بنام محمد ابن سعود در نجد حجازپایه گذاری شد. و این حکومت تمام جواسته های یهود را یک به یک به منصه ظهئر رساند از جمله آن تخریب قبور ائمه بقیع (سلام الله علیهم اجمعین)می باشد که در 8شوال سال 1344 هجری قمری مبادرت به این عمل شنیع و شوم نمودند.(اعدّالله لهم عذاباً مهیناً)

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(1)

مهدي بيا

اي جان جانانم بيا، روح و روان من بيا

           تا كي جدا از ما بيا، جانا بيا جانا بيا

اي روح من مشتاق تو، اي روح من مايل به تو

           تا كي تمنايت كنم ،مهدي بيا مهدي بيا

 

گر بينمت خندان شوم ، ناديده من گريان شوم

           تا كي فراقت را سزا ،يابن الحسن مهدي بيا

گر تو بيائي كاخها، ويران شود چون كوخها

           اي جانشين اوليا،اي حافظ قران بيا

كوس ان الحق را بزن ، دجال ناحق را بزن

           ما را رجا ،ما را رجا ،صاحب زمان آقا بيا

خوبان ندايت مي كنند ، مستان صدايت ميكنند

           بيدار هوشياران بيا، اي مرد روحاني بيا

مستم بيا هوشيار كن، خوابم بيا بيدار كن

           گر ميكنم بازم گنه ،معصوم رباني بيا

نامت بيايد چون شوم ، سرگشته و حيران شوم

            حبل المتين خلقها ،اي يوسف زهرا بيا

روشن بكن شبهاي ما ، رنگي بده دنياي ما

            اي رنگ و بوي مصطفي ، مهدي بقي ا.. بيا

چشمم هماره شد بدر، گوشم همي جويد خبر

                اي صبح اميد همه ، اي منتظر ،جانم بيا

آدينه شب با عشق تو ،اندر وصال روي تو

                من مي روم در خواب تو،اي صبح بيداري بيا

ما را نباشد طاقت سال دگر ، عجل فرج ،عجل فرج

                هشتاد ونه قبل از نود ، حالا بيا حالا بيا

عجل فرج ،عجل فرج،عجل فرج،عجل فرج

                حالا بيا حالا بيا ، حالا بيا حالا بيا

 

 20 ربيع پنج شنبه 5/12/89

 رضا صدري علمداري(بي قرار)

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

 

در جریان اعتراض بی سابقه سال گذشته دانشجویان انگلیس به دلیل افزایش 300 درصدی شهریه دانشگاهها، که حداقل 45 هزار دانشجوی انگلیسی در آن شرکت داشتند پلیس این کشور با خشونت هر چه تمام تر با دانشجویان برخورد کرد و بیش از 1000 تن از دانشجویان بی گناه را دستگیر و بازداشت کرد. بن رايت، گزارشگر بي بي سي که در محل راهپيمايي حضور داشت، گفت جو اعتراضات خيلي پر تنش بوده است و چهار رديف مامور پليس...

بولتن نیوز: در مدت تقریبا یک سال گذشته، کشورهای مدعی دموکراسی و رعایت حقوق بشر وارد مرحله جدیدی از امر حکومت مداری خود شدند. در نگاهی گذرا به جریان اعتراضات مردمی در یک سال اخیر در کشورهای اروپایی به این نکته پی خواهیم برد آنهایی که دم از حقوق بشر می زنند ، خودشان چگونه با اعتراضات به حق و مسالمت آمیز مردم کشورشان برخورد کرده و می کنند.

 

به عنوان نمونه در جریان اعتراض بی سابقه سال گذشته دانشجویان انگلیس به دلیل افزایش 300 درصدی شهریه دانشگاهها، که حداقل 45 هزار دانشجوی انگلیسی در آن شرکت داشتند پلیس این کشور با خشونت هر چه تمام تر با دانشجویان برخورد کرد و بیش از 1000 تن از دانشجویان بی گناه را دستگیر و بازداشت کرد. این در حالی است که نمایندگان مجلس این کشور وعده کرده بودند که هیچگونه افزایش شهریه ای در کار نیست.

 
 

بن رايت، گزارشگر بي بي سي که در محل راهپيمايي حضور داشت، گفت جو اعتراضات خيلي پر تنش بوده است و چهار رديف مامور پليس از ساختمان مرکزي حزب محافظه کار در محله ميلبنک محافظت مي کنند. زد و خورد شدیدی که بین ماموران پلیس و دانشجویان انجام شد منجر به زخمی شدن تعداد زیادی از آنها شد. هم چنین در این راهپیمایی اعتراضی برخي از معترضان، شيشه هاي دفاتر مرکزي حزب محافظه کار را شکسته اند و در مقابل اين ساختمان، پلاکاردها را آتش زده اند. خشونت دو سوی تظاهرات به حدی بود که پیامدهای ناشی از آن تا مدت ها در فضای جامعه باقی ماند.

 
 

در اعتراض مشابهی که در فرانسه و در اعتراض به قانون بازنشستگی انجام شد نیز شبکه خبری یورونیوز گزارش داد که تنش میان اتحادیه ها و دولت فرانسه بر سر اصلاح نظام بازنشستگی بالا گرفته است. این شبکه افزود: کامیونداران فرانسوی نیز با پیوستن به جنبش ملی اعتراضی بر شدت اعتصاب ها افزوده اند. هم چنین کارکنان شرکت ملی راه آهن فرانسه نیز اعتصاب خود را از سر خواهند گرفت.

 
 

دیدیه لورست از اتحادیه کنفدراسیون عمومی کارگران گفت: بخش های حمل و نقل، انرژی، پست و ارتباطات و ذوب فلزات در اعتراض به طرح دولت برای افزایش سن بازنشستگی اعتصاب خواهند کرد. هر چند ظاهرا خللی در حمل و نقل هوایی در فرانسه ایجاد نشده است اما احتمال می رود کمبود سوخت مشکلاتی را در این بخش بوجود آورد. بسیاری از پالایشگاههای فرانسه در اعتصاب بسر می برند.

 
 

البته این اعتراض دسته جمعی در کشور فرانسه، با اعتصاب صنوف مختلف همراه بود. از سویی دیگر هنوز چند ماهی از موج بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا نگذشته بود که رهبر انقلاب در سخنرانی سخن از رسیدن موج قیام ها به قلب اروپا به میان آوردند. بر این اساس از چند ماه قبل نیز مجددا اعتراضات گسترده ای در کشورهای اروپایی آغاز شد.

 
 

این اعتراضات بی سابقه ابتدا در یونان و به بهانه طرح ریاضت اقتصادی دولت این کشور بر پا شد که با زد و خورد شدید بین ماموران پلیس و مردم این کشور همراه شد و تصاویر منتشر شده از این درگیری ها حیثیت کشورهای اروپایی مدعی حقوق بشر را در جهان زیر سوال برد. بعد از آن تظاهرات مردمی در انگلیس، فرانسه و ایتالیا نیز با برخورد خشن پلیس همراه شد.

 
 

همه این موضوعات در حالی است که همین کشورها در فتنه 88 جمهوری اسلامی را به دلیل برخورد با کسانی که حتی مجهز به انواع و اقسام سلاح های گرم و سرد بودند و خواسته ای نداشتند جز سرنگونی نظام، متهم به نقض حقوق بشر کردند و با دخالت آشکار در امور داخلی کشور خواستار تن دادن ملت به خواسته های گروهی از معاندان شدند.

در جریان فتنه سال 88 در کشور تمام ضد انقلاب ها و گروههای تروریستی از جمله گروه سلطنت طلبان، بهائیان، پژواک، منافقین، کومله و... با مدیریت سازمان های جاسوسی امریکا، انگلیس و اسرائیل قصد ضربه زدن به ملت را داشتند و با جنگ رسانه ای و تحریک نیروهای سست عنصر داخلی به فکر پیاده کردن نیات شوم خود بودند. این در حالی بود که به لحاظ خشونت و برخورد شدیدی که نیروی انتظامی ایران با فتنه گران داشت اساسا قابل قیاس با کشورهای اروپایی مدعی حقوق بشر نبود و با کمترین تلفات همراه شد. اما همه شاهد بودند تمام آن کشورهایی که دیروز اعتراضات بحق مردمشان را به شدیدترین شکل سرکوب می کردند ، در قضیه فتنه که عملا نقشه ای برای سرنگونی ملت بود چگونه به حمایت از ضد انقلاب برخاستند.

 
 
تعریف وارونه دول غربی از حقوق بشر که هر جا به نفعشان هست آن را بزرگ می کنند و هر جا به ضررشان است با آن مخالفت می کنند، سیاستی است که دولت های غربی در قبال ایران طی این سال ها اتخاذ کرده اند و البته این روزها دیگر نه تنها مردم بزرگ ایران ،که تمامی ملت های آزاده و عدالتخواه جهان نیز به آن پی برده و عن قریب است که دیگر نظام های غربی به انتهای راه خود برسند.
 

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)
انفجار بمب پس از نماز عید فطر در شهر کویته پاکستان، ده ها تن از مردم مسلمان این کشور را به خاک و خون کشید.
SHIA-NEWS شیعه نیوز:
 
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از العالم ، پلیس پاکستان اعلام کرد این حادثه بر اثر انفجار خودرو بمبگذاری شده در پارکینگ خودروها روی داد.
 

یک کودک هفت ساله و یک زن از جمله شهدای این اقدام تروریستی هستند.

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...


در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع(علیهم السلام) و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين(سلام الله علیها) مادر حضرت اباالفضل العباس ( عليه السلام )و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق ( عليه السلام )  و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع (علیهم السلام)را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق ( عليهم السلام ) قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم )و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .



طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموال را خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)


عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين( عليه السلام)) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."


جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!


اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرش سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."


سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:


"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.


حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."


محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"


عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.


اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام  مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…


اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي( عليه السلام) و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!

 











 

 

رئیس تجمع ملی لیبی تاکید کرد : وضعیت امام موسی صدر به زودی و پس از آزادی شهر سبها به دست انقلابیون مشخص خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، "عبدالله مسعود الدرسی"ضمن تاکید بر اینکه وضعیت امام موسی صدر از نخستین اولویتهای دولت جدید در لیبی خواهد بود، اظهار داشت: مصطفی عبدالجلیل رئیس شورای ملی انتقالی لیبی وعده داده که بررسی موضوع و جمع آوری اطلاعات درباره امام موسی صدر از نخستین اولویتهای شورای انتقالی باشد.
 
الدرسی گفت : وضعیت امام موسی صدر و اینکه چه اتفاقی برای وی در لیبی به دست قذافی افتاده برای همه مردم لیبی مهم است.
 
رئیس تجمع ملی لیبی که با العالم گفتگو می کرد، افزود: شماری از شخصیتهای دوره سابق که در حکومت بودند و هنوز زنده اند، اطلاعات زیادی درباره او دارند، اما اکثر آنها تاکید دارند که امام موسی صدر کشته شده و در شهر سبها یا یکی از صحراهای لیبی دفن شده است؛ از سوی دیگر خبرهای زیادی منتشر شده است مبنی بر اینکه امام موسی صدر هنوز در زندانی در جنوب لیبی به سر می برد.
 
مسعود الدرسی اظهار داشت:  انقلابیون بعد از آزادسازی شهر سبها که بسیار نزدیک است، همه تلاش خود را برای روشن شدن واقعیت به کار خواهند گرفت.
 
وی تاکید کرد: امام موسی صدر به علت گفتن سخن حق در حضور حاکم ظالم و مستبد هدف قرار گرفته است و اگر زنده باشد خطری او را تهدید نمی کند و آزاد خواهد شد، چون رژیم قذافی کنترل کشور را از دست داده است.
 
خاطر نشان می شود امام موسی صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصیه های حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت مرحوم آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را لبیک گفت و به عنوان جانشین آن مرحوم، سرزمین مادری خود ایران را به سوی لبنان ترک کرد. اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یک‌سو، و استفاده از ظرفیتهای منحصر به فرد لبنان جهت نمایاندن چهره عاقل، عادل، انسان‌دوست و با زمان مکتب اهل بیت به جهانیان از سوی دیگر، اهداف اصلی این هجرت را تشکیل می داد.
 
وی به عنوان یکی از برجسته ترین روحانیون دینی و سیاسی شیعیان پس از عزیمت به لبنان، مجلس اعلای شیعیان این کشور را تأسیس کرد و زعامت شیعیان لبنان را برعهده گرفت. همچنین جنبش محرومان لبنان موسوم به "جنبش امل" در اوایل سال 1353 به رهبری امام موسی صدر شکل گرفت. او در 9 شهریور 1357، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد.
 
خلیل حمدان عضو هیئت پیگیر سرنوشت امام موسی صدر که به ایران سفر کرده، در گفتگو با مهر تاکید کرد امام موسی صدر هم اکنون در لیبی به سر می‌برد.
 
دبیر کل سازمانهای آموزشی جنبش امل درباره اقدامات این جنبش برای پیگیری وضعیت امام صدر نیز گفت: با مجموعه تلاش هایی که کردیم موفق شدیم حکم جلب معمر قذافی را از دادگاه رسمی لبنان اخذ کنیم.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 09 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

نماز عید فطر امام رضا علیه السلام

این قضیه را شنیده اید:مامون اصرار داشت که حضرت رضا علیه السلام ولایتعهدی را بپذیرد.حضرت نمی پذیرفت.آخر،مساله اجبار را مطرح کرد که حضرت پذیرفت ولی طوری پذیرفت که خودش عین نپذیرفتن بود و بیشتر سبب رسوایی مامون شد.

خلفا سالها بود که نماز عید فطر و عید قربان می خواندند.پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان می خواند،اینها هم نماز عید فطر و عید قربان می خواندند.اما روش نماز خواندن به تدریج فرق کرده بود،سیره فرق کرده بود.(مثال خوبی است:نماز عید خواندن، کتاب الله و سنت رسول الله است اما چگونه نماز خواندن،سیره است.)کم کم دربارهای خلفا مانند دربارهای ساسانی ایران و قیاصره روم شده بود،دربارهای خیلی مجلل.لباس خلیفه و سران سپاه دارای انواع نشانه های طلا و نقره بود.خلیفه وقتی می خواست به نماز عید بیاید،با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتی می آمد. خودش سوار بر اسبی که گردنبند طلا یا نقره داشت می شد و شمشیری زرین به دست می گرفت، سپاه نیز از پشت سرش می آمد،درست مثل اینکه می خواهند رژه نظامی بروند.بعد می رفتند به مصلی،دو رکعت نماز می خواندند و بر می گشتند.

مامون به حضرت رضا اصرار داشت که می خواهم نماز عید فطر را شما بخوانید. امام فرمود:من از اول با تو شرط کردم که فقط اسمی از من باشد و من کاری نکنم. نه آقا!من خواهش می کنم.شما از نماز هم ابا می کنید؟!این که یک کار مربوط به مردم نیست که بگویید پای ظلمی در کار می آید.لا اقل همین یک نماز را شما بخوانید. در اینجا حضرت جمله ای می گوید نظیر جمله امام حسین و نظیر جمله علی علیه السلام در جریان بیعت بعد از عمر.فرمود:من به یک شرط حاضرم،من نماز می خوانم اما با سیره جدم و پدرم،نه با سیره شما.مامون با آنهمه زرنگی که داشت(از نظر خودش)احمق شد.گفت:بسیار خوب،به هر سیره و روشی که می خواهید بخوانید.فکر می کرد غرض این است که کاری را به عهده حضرت رضا گذاشته باشد تا مردم بگویند پس امام رضا عملا هم قبول کرد.

در روز عید فطر،امام رضا علیه السلام به اطرافیان خود فرمود:لباسهای عادی بپوشید،پاها را برهنه کنید،دامن عباها و آستینهایتان را بالا بزنید و ذکرهایی را که من می گویم شما هم بگویید.حالتتان حالت خشوع و خضوع باشد.ما داریم به پیشگاه خدا می رویم،توجهتان به خدا باشد.ذکرها را که می گویید،خدا را در نظر بگیرید.امام (1) عمامه اش را به شکلی که پیغمبر می بست بسته است،لباسش را به شکلی که پیغمبر می پوشید پوشیده است،عصا به شکل پیغمبر به دست گرفته،پاهایش را برهنه کرده،با یک حالت خضوع و خشوعی!از همان داخل منزل که بیرون می آمد،با صدای بلند شروع کرد به گفتن «الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا».سالهاست که مردم این ذکرها را درست نشنیده اند.کسانی که همراه حضرت بودند،وقتی آن حال الهی حضرت را دیدند که منقلب شده،خودش را در حضور پروردگارش می برد و اشکهای مبارکش جاری است،با حالت خضوع و خشوع،با معنویت تمام و در حالی که اشکهایشان جاری بود فریاد کردند:«الله اکبر،الله اکبر علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا».حضرت می گوید و اینها تکرار می کنند،تا آمدند نزدیک درب منزل.صدا بلندتر می شد.مامون،فرماندهان سپاه و سران قبایل را فرستاده که بروید پشت سر علی بن موسی الرضا نماز عید فطر بخوانید.اینها به سیره سالهای پیش خلفا،خودشان را آرایش و مجهز کرده و لباسهای فاخر پوشیده اند،اسبهای بسیار عالی سوار شده و شمشیرهای زرین به کمر بسته و دم درب ایستاده اند که حضرت رضا با همان جلال و هیبت دنیایی و سلطنتی بیرون بیاید.یکمرتبه حضرت با آن حال بیرون آمد.در میان آنها ولوله پیچید و بی اختیار خودشان را از روی اسبها پایین انداختند و اسبها را رها کردند.تاریخ می نویسد:چون می بایست پاها برهنه باشد و آنها چکمه به پا داشتند و چکمه نظامی را به زودی نمی توان بیرون آورد، هر کس دنبال چاقو می گشت که زود چکمه را پاره و پاهایش را لخت کند.اینها نیز دنبال حضرت به راه افتادند.کم کم صدای هیمنه «الله اکبر»شهر مرو را پر کرد.مردم ریختند روی پشت بامها و به تدریج ملحق شدند.در مردم نیز روح معنویت موج می زد.حضرت می فرمود:«الله اکبر»،این شهر یکپارچه فریاد می زد:«الله اکبر».هنوز از دروازه شهر بیرون نرفته بودند که جاسوسها به مامون خبر دادند که اگر این قضیه ادامه پیدا کند،تو مالک سلطنت نیستی.سربازها ریختند که نه آقا!زحمتتان نمی دهیم،خیلی اسباب زحمت شد،خواهش می کنیم برگردید.

این،معنی روش است.مامون هم در این مورد به کتاب الله و سنت رسول الله عمل می کرد(نماز عید فطر جزء کتاب الله است)اما همان نماز،روشی پیدا کرده بود که بی محتوا و بی حقیقت شده بود.حضرت رضا فرمود:من حاضرم نماز را بخوانم اما با روش جدم و پدرم،نه با روش جد و پدر تو.

پی نوشت:

1) مرد حقیقت است،مرد خداست،مرد عبادت است.قبلا عرض کردم عبادت و عشق به خدا یک بعد اساسی از ابعاد اسلام و بلکه اساسی ترین ابعاد اسلام است که عمر با آن مبارزه کرد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 09 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

ولایت علی(علیه السلام) در قرآن

«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنواالذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوة و هم راکعون ». (سوره مائده، آیه 55)

هماناولی شما خدا است و پیامبرش و آن مومنانی که نماز را بر پا می دارند و زکات را درحال رکوع می پردازند.

همان گونه که دین مقدس اسلام، اوهام بشر را از میان برداشت; از نظر شئون اجتماعی، تاثیر وهم را در عقل و اثر خیال را در حقیقت، محو و نابود کرد و حق را دائر مدار علم و منطق قرار داد. از این نظر، عقیده از دید اسلام، باید برمبنای عقل قطعی یا نقل قطعی باشد، و به هر حال منتهی شود به علم که در آن احتمال خلاف و گزافی نمی رود. و بر این مبنا، حسابی برای اکثریت و اقلیت نیست.

ملت رشید آن ملتی است که تابع حق باشد چه در اقلیت و چه در اکثریت.

اعتقاد به خلافت بلافصل امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام منهای نظر به عقیده اکثریت یا اقلیت جزء ضروریات عقلی و بدیهیات نقلی است. و این بحث چه از نظرکبروی و چه از جهت تطبیقی، عالی ترین بحثی است که باید مسلمانان متوجه آن شوند وبه آن روی آورند.

همه می دانند که «ولایت » ضامن اجرای احکام قرآن و اسلام است و ولایت ضامن عملی شدن دین است در تمام شئون انسانی. دین ضامن اجرا لازم دارد و ضامن اجرای دین باید بر تمام علوم و معارف دینی مسلط باشد، بلکه باید دین در درجه اول درخود او منعکس شده باشد، و چنین کسی پس از پیامبر جز علی نمی تواند باشد.

هرگز سراب، انسان را سیراب نمی کند و هرگز از صحرای لم یزرع، گل و لاله نمی روید.

انسان هایی که نه از توحید و نه از نبوت و نه از معاد و نه از معارف دین و نه ازشئون جمال و جلال و کمال ربوبی، بهره ای دارند و از اقیانوس مواج فقاهت اسلام اطلاعی ندارند که گاهی معنای یک آیه کوچک را نمی توانند بدانند، هرگز شایستگی نشستن در مقام والای ولایت را ندارند.

در جایی که قرآن حکم می کند و انسانی را برای ولایت بر می گزیند، جای سخن یااستدلال برای دیگران نیست. در جایی که همه مفسران آیه ولایت را منحصر در خدا ورسولش و علی می دانند که در حال نماز انگشتر را به سائل می بخشد، چه جای استدلال برای ولایت دیگران است. تازه قرآن در جای دیگری، دلیل برگزیدن خداوند را چنین بیان می فرماید: «ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم » خداونداو را بر شما برگزید و به او فزونی در علم و جسم (نیروی بدنی) بخشید.

پس آن کسی می تواند رهبر و ولی مردم باشد که هم از نظر کمال جسمی و هم از نظرکمال علمی در مقام شامخی قرار داشته باشد. و کیست جز علی برای چنین مقام والائی؟

چه کسی شایسته مقام خلافت و جانشینی پیامبر است جز او که از هر نظر برگزیده است؟

در حالی که «لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار» نازل می شود و در حالی که پیامبر او را باب علم خود می داند (انا مدینه العلم و علی بابها) و در حالی که ضربت علی به فرموده پیامبر و نقل فریقین بالاتر از عبادت ثقلین است، پس چه جای بحث و تامل می ماند؟

و ما بر این باوریم که اگر جهان بخواهد روی سعادت را به خود ببیند، باید فقطو فقط به در خانه علی برود و در برابر این دریای بی کران علم و فضیلت و کمال وتمام خصال والای الهی، زانو بزند تا به سعادت دارین دست یابد و جز این راهی برای خوشبختی نیست.

والسلام علی من اتبع الهدی.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 09 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

با عرض معذرت از پیشگاه شهیدان رجائی و باهنر از اینکه  مطلب را در مورد این دو اسطوره انقلاب مقداری دیر در وبلاگ خود   قرار دادم

اشاره

هفته اول شهریورماه، به مناسبت شهادت دو دولت مرد بزرگ انقلاب اسلامی، شهید محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) و شهید حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر (نخست وزیر) هفته دولت نام گرفته است. در طی این هفته، مردم با عملکرد و دستاوردهای دولت در زمینه های گوناگون عمرانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آشنا می شوند. هیئت دولت با توجه به وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی رحمه الله و رهنمودهای مقام معظم رهبری، می کوشد در زمینه های گوناگون به موفقیت های بیشتر و مهم تری دست یابد و آینده بهتری برای ملت بزرگ و پرافتخار ایران به وجود آورد.

هفته دولت

در تاریخ هر ملت، فراز و نشیب های تلخ و شیرینی وجود دارد که تعیین کننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت است. نظام جمهوری اسلامی در ایران به رهبری بزرگ مردی که جهان مانند او را کمتر به خود دیده است، نیز جان فشانی فرزندان فداکار این مرز و بوم، بزرگ ترین بخش تاریخ ماست که خاطرات تلخ و شیرین بسیاری در دل دارد. در این میان، شهادت دو شخصیت فداکار اسلام، رجایی و باهنر که به آتش کین منافقان سوختند، فصلی از شهادت را به نام «هفته دولت» در تاریخ انقلاب گشوده است. علت نام گذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت و مکتبی بود که پس از حاکمیت لیبرال ها بر کشور، عهده دار امور گردید. این دولت در آن دوره بحرانی، بیش ترین حد تلاش و کوشش را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب از خود نشان داد، تا آنجا که جان خویش را سر آن نهاد.

منبع:http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=0&MagazineArticleID=21034

پدید آورنده : زینب خاتون جلال کمالی ، صفحه 23



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 09 شهریور 1390 توسط xn--ugb2caca59c | ارسال نظر(0)

عید فطر ماه پیروزی بر طاغوت نفس

 

 

واژه «عید» از ریشه عود گرفته شده و به معنای بازگشت است، و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده و به معنای سرشت است. بنابراین عید فطر; یعنی بازگشت به فطرت و سرشت.

بازگشت از این نظر که آیا رابطه ما با فطرت پاک انسانی به طور صحیح برقرار است یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاکی که خداوند به ما داده و بر اثر حجاب های جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، در کلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شده اند یا نه؟ که اگر چنین است باید ابتدای نجات و آغاز پیروزی بر طاغوت نفس رادر نماز عید فطر اعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این که: آن چه را در ماه رمضان آموخته اند و در راه خودسازی و بهسازی به کار برده اند ابراز بدارند، باکلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعار آمیخته باشعور و فریاد برون و درون که:

«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر و لله الحمد والحمدلله علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا; خدا بزرگ تر از آن است که توصیف گردد. آری چنین است، معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست، و خدا بزرگ تر از آن است که وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آن که ما رادر راستای پاکسازی و بهسازی هدایت کرده، و شکر او را که جمعیت ما و امت ما رابرترین جمعیت و امت قرار داده است.» رمضان اندک اندک پایان می پذیرد، و به انتهای خود می رسد، مسلمانان در مکتب رمضان و روزه، در پرتو آیات قرآن و نیایش هاو تقویت صبر و اراده، پس از فراگیری و آموزش به خودسازی پرداخته اند; اینک جشن می گیرند که در راه پر دست انداز جهاد اکبر، با گام های استوار عبور کرده اند و به مقصود رسیده اند. چرا که برای انسان بازگشت به خویشتن، فرا رسیدن بهار معنویت است; مانند درختانی که پس از گذران زمستان سرد زمستانی، به بهار رسیده اند و درمسیر حرکت قرار گرفته اند، به راستی چه عیدی شیرین تر و چه پیروزی ای شکوهمندتر ازبازگشت به خویشتن، و پیروزی بر طاغوت نفس اماره؟

که فطرت را زیر پای سهمگین خود منکوب کرده است.

چهار عید در اسلام در اسلام به طور رسمی چهار عید وجود دارد که عبارت اند از:

عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر، عید قربان جشن ایثار و فداکاری است،و مسلمان در این رابطه به خویشتن باز می گردد که آیا به باطن و ماهیت چنین عیدی رسیده است یا نه آن گونه که ابراهیم خلیل(ع) قهرمان توحید رسید، و حسین بن علی(ع) آن را در کربلا تکمیل کرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان با ژرف اندیشی به خویشتن می نگرد که آیا انتخاب او در مسئله بسیار مهم رهبری،صحیح بوده است یا نه؟ که در بینش اسلام ناب، مسئله بسیار عمیقی است، و از ارکان زیربنایی نظام اسلام است، که اگر او نباشد هیچ یک از مفاهیم اسلام، ارزش و اصالت خود را نمی توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت به خویشتن است که نقش اساسی درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستی که برقراری اتحاد و یک رنگی وهمدلی مسلمانان، وسیعترین و ژرف ترین برکات را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.

ولی آیا می دانید که اگر عید فطرت و خودسازی نباشد، عیدهای دیگر تکمیل نخواهدشد. اگر چنین عیدی در زندگی انسان تحقق یابد همه روز، روز عید است چنان که امیرمومنان علی(ع) فرمود: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید; (1) امروز تنها عید کسانی است که روزه آنها در پیشگاه خدا پذیرفته شود، و عبادت های شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزی که گناه نکنی روز عید تو است.» حضرت علی(ع) این سخن را از سرچشمه وحی گرفته بود، چرا که وقتی خطبه رسول خدا(ص) را در مسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، از آن حضرت پرسید: «بهترین کار در ماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد:

«الورع عن محارم الله عزوجل; (2) ورع و پرهیزکاری از آن چه خداوند حرام نموده است می باشد; یعنی همان خودسازی و بازگشت به فطرت پاک توحیدی ».

مسئله عید و فطرت در قرآن

برای این که مسئله «بازگشت به فطرت » را که ماهیت عید فطر را تبیین می کند، بهتر بفهمیم و به اهمیت آن، بهتر و عمیق تر پی ببریم،مسئله عید و فطرت را به طور خلاصه از دیدگاه قرآن، مورد بررسی قرار می دهیم.

در قرآن مجید کلمه عید یک بار آمده، که در رابطه با حضرت عیسی(ع) و حواریون وشاگردان مخصوص او است، به این ترتیب که: آن شاگردان مخصوص برای تکمیل ایمان خودبه عیسی(ع) گفتند: «آیا پروردگار تو می تواند غذایی از آسمان (مائده) برای مابفرستد؟» حضرت عیسی(ع) از این تقاضا که بوی شک و تردید می داد، نگران شد و به آنها فرمود:

«از خدا بترسید اگر ایمان دارید.» ولی به زودی حضرت عیسی(ع) دریافت که مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسی(ع) است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاک و سرشار از اطمینان و یقین گردد، از این رو به خدا عرض کرد: «اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیه منک; (3) خداوندا!

مائده ای از آسمان بر ما بفرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از تو.

» و از آن جا که روز نزول مائده روز بازگشت به پیروزی و پاکی و ایمان به خدابوده است، حضرت مسیح(ع) آن را «عید» نامیده است، و مطابق روایات چون «مائده » در روز یک شنبه نازل شده، مسیحیان این روز را مانند جمعه مامسلمانان، روز عید می دانند و تعطیل می کنند. نتیجه این که در قرآن کلمه «عید»

به عنوان تکمیل ایمان، و وصول به مرحله یقین که اساس خودسازی است، مطرح شده است.

بنابراین ما که پیرو قرآن هستیم، باید به مسئله عید به عنوان محور پاکسازی وبهسازی بنگریم. عید فطر وقتی برای ما عید واقعی است که در مسیر خودسازی، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقی در ما پدیدار شده باشد.

اما در مورد فطرت، باید توجه داشت که قرآن با صراحت، خداشناسی و دین رامسئله ای فطری می شمرد. آیات متعددی در قرآن به این مطلب دلالت دارد، از جمله درآیه 30 روم می خوانیم: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیهالاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم; ای پیامبر! روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده، دگرگونی درآفرینش خدا نیست.» این آیه با صراحت بیان کننده آن است که دین اسلام بر اساس فطرت و سرشت و نهاد انسان می باشد، و دستورهای آن همه و همه هماهنگ با درون ذات وجود انسان است، و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت های ناسالم، محفوظ باشد، همان را می خواهد که آیین ناب اسلام آن را می خواهد، و خداوندآئینش را بر اساس نیازهای فطری بشر تدوین نموده است. و اگر انسان دارای فطرت نخستین، به دور از حجاب ها و زنگارها باشد، بدون هیچ گونه تردید و دغدغه، راه توحید و دستورهای صحیح الهی را می پسندد و برمی گزیند، معنای جهاد اکبر و مبارزه بی امان با طاغوت نفس این است که پرده ها و حجاب ها و زنگارها را از روی فطرت پاک برداریم و آن را پیروی کنیم.

فطرت در تعبیرات دانشمندان بر دو گونه است: فطرت عقل و فطرت دل.

فطرت عقل یعنی استدلال روشن عقلی، که انسان بعد از رسیدن به کمال عقل بامشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستی، بی درنگ به این حقیقت منتقل می شود که محال است، این نظام و اسرار شگفت انگیز معلول مبدئی فاقد عقل و شعور باشد و این «عقل فطری » بدون نیاز به استاد و معلم به مقصود می رسد، ولی فطرت مفهوم دیگری نیز دارد که از آن تعبیر به «فطرت دل » می شود، که تفسیر فطری بودن دین با این تعبیر، صحیح تر و مناسب تر به نظر می رسد. و منظور از آن این است که انسان وقتی به اعماق جانش می نگرد، نور حق را می بیند، و ندایی را با گوش دل می شنود، ندایی که او را به سوی مبدا علم و قدرت بی نظیر هستی دعوت می کند، که گاهی از آن تعبیر به «درک وجدانی » می شود، مانند آن که وقتی انسان یک گل زیبا را می بیند، بدون مقدمه و استدلال به زیبایی آن پی می برد و از آن لذت می برد. اینک پس از این بیان به اصل بحث باز می گردیم که «عید فطر» به معنای بازگشت به فطرت است، یعنی مساله جهاد اکبر و خودسازی در ماه رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و خرافات و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت برداشته می شود، و انسان مسلمان در این هنگام به فط رت ناب خود که از درون ذات وجودش می جوشد باز می گردد، همان فطرتی که آیینه صاف خدانما و حق نما است; همان پیامبر باطن که اگر از اسارت زنجیرهای جهل و هواپرستی آزاد گردد، راهنمای کامل و دقیق انسان به سوی کمالات است. و به طور روشن موجب سعادت انسان می گردد.

هرگاه انسان در پرتو فیوضات و برکات ماه رمضان و عبادت روزه، به این درجه رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است، و آغاز ماه رمضان در واقع برای او عیداست و باید جشن پیروزی بگیرد، وگرنه هرگز برای او عید نخواهد بود.

جالب این که در آیه مذکور، دین «قیم » و استوار و به عبارت دیگر خالص و ناب،آن دینی است که با فطرت بی آلایش و سالم آمیخته شده باشد.

نکته قابل توجه این که شواهد زنده متعدد عینی وجود دارد که نشان دهنده فطری بودن ایمان به حق است; مانند واقعیت های تاریخی که نشان می دهد، در میان هر ملتی در هر دوره ای اعتقاد به خداشناسی و مذهب وجود داشته است، چنان که شواهدباستان شناسی و آثار و علائم به جا مانده از دوره های قبل از تاریخ بیان کننده این واقعیت است.

مطالعات روانی و اکتشافات روان کاوی در ابعاد روح انسان نیز شاهد دیگری برفطری بودن اعتقادات دینی است، روان شناسان چهار تمایل عالی و اصیل را به عنوان ابعاد چهارگانه روح معرفی می کنند که عبارت اند از حس دانایی، حس زیبایی، حس نیکی، و حس مذهبی. که این خود نیز دریچه دیگری بر فطری بودن دین است. (4)

شاهد دیگر بر واقعیت فطری بودن دین حق، «ناکامی تبلیغات ضد مذهبی » است، که در همه جای دنیا مشاهده می شود، فروپاشی شوروی و کمونیسم در عصر حاضر یکی ازنمونه های آن است.

و هم چنین تجربیات شخصی در سختی هاو رنج ها شاهد دیگر بر توجه انسان به خواست فطرت یعنی خداجویی و پناه آوردن به حق است، که در قرآن در آیات گوناگونی به این مطلب اشاره شده است.

این بحث را با چند گفتار از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) پایان می بریم:

در حدیث معروفی از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم فرمود: «کل مولود یولد علی الفطره حتی لیکون ابواهما اللذان یهودانه و ینصرانه; (5) هر نوزادی بر فطرت اسلام ودین خالی از شرک آفریده شده است، و رنگ هایی همچون یهودیت و نصرانیت انحرافی است که از طریق پدر و مادر به آنها انتقال می یابد.» و امیر مومنان در ضمن گفتاری می فرماید: «فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم انبیائه لتستادوهم میثاق فطرته; (6) خداوند رسولان خود را به سوی انسان ها فرستاد و انبیای خود را یکی پس از دیگری ماموریت داد تا وفای به پیمان فطرت را از آنها مطالبه کند.» نتیجه این که نباید فطرت را که همانند آیینه خدانما و حق جو، در درون، ما را راهنمایی می کند،و آیین حق را نشان می دهد به باد فراموشی بسپاریم، بلکه باید در پرتو جهاد اکبربه ویژه در ماه رمضان خود را به این مرحله برسانیم تا از این پیامبر و چراغ فروزان درون بهره مند گردیم.

پی نوشت ها

1- سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 428.

2- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 295.

3- مائده (4- آیه 114.

4- شرح این مطلب در کتاب «حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی » ترجمه مهندس بیانی آمده است.

5- علامه طبرسی، تفسیر جمع الجوامع، ذیل آیه 30 روم.

6- سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول.

 

پدید آورنده : حجه الاسلام والمسلمین محمد محمدی اشتهاردی ، صفحه 33

منبع:http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=3396&MagazineArticleID=15664

صفحه قبل1...1415161718...29صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران