آن چه این آگهی را قابل توجه تر می کند، متن هشدارآمیز آن است که نوشته: "هر روزی که دست روی دست می گذاریم، ایران منفعت می برد."

به گزارش صراط نیوز این آگهی با لحنی دو پهلو برای اشاره کردن به منفعت بردن ایران، از کلمه"Killing" استفاده کرده است که معنی اصلی آن کشتن است.
برخلاف تصور اولیه، این آگهی به وسیله گروه های مخالف حکومت ایران سفارش داده نشده است بلکه به گروه های طرفدار انرژی های پاک تعلق دارد.
هدف از تهیه این آگهی، فشار بر کنگره برای تصویب طرحی است که کاربرد انرژی های پاک مانند نیروی باد را گسترش می دهد و به کارگیری انرژی های هیدروکربنی مانند نفت را محدود می کند.
سیاستگذاری بخش انرژی یکی از اولویت های داخلی باراک اوباماست.
در این حال، لحن دو پهلوی این آگهی و استفاده از ایران برای هشدار به مردم و کنگره ایالات متحده، ناخرسندی بخشی از جامعه ایرانی های آمریکا را به همراه داشته است.
لابی برای باد یا علیه ایران؟
شبکه ارزش های آمریکایی یک سازمان غیردولتی در آمریکاست که آگهی های احمدی نژاد به سفارش آن بر اتوبوس های واشنگتن نصب شده اند.
اریک ساپ، رئیس شبکه ارزش های آمریکایی می گوید این آگهی دوازدهمین آگهی این سازمان است که برای آگاهی بخشی عمومی درباره ضرورت تصویب طرح "انرژی و تغییرات آب و هوایی" منتشر شده است. ولی به نظر می رسد لابی پرقدرت یهودی در امریکا اهداف دیگری را از این نوع تبلیغات دنبال می کند.
این طرح به وسیله سناتور دموکرات، جان کری و سناتور مستقل، جو لیبرمن تهیه شده و مورد حمایت باراک اوباماست.
به گفته اریک ساپ، هدف از تهیه آگهی احمدی نژاد، اطلاع رسانی درباره ارتباط مصرف انرژی با امنیت ملی آمریکاست.
تریتا پارسی، رئیس شورای ملی ایرانیان آمریکا، این گونه تبلیغات را "غیرمسوولانه و خطرناک" می داند و آن را "بی احترامی" به جامعه ایرانی آمریکا می نامد.
آقای پارسی گفت: "اینها می خواستند یک جنجال و سر و صدا ایجاد کنند و به نظر ما این کار را به طور خطرناکی انجام دادند.
شبکه ارزش های آمریکایی در سایت خود می نویسد که هر روزی تصویب طرح "انرژی و تغییرات آب و هوایی" به عقب می افتد، یکصد میلیون دلار از محل وابستگی آمریکا به نفت خام عاید ایران می شود.
آگهی تلویزیونی مشابهی نیز از بعضی از شبکه ها پخش شده که یک سرباز جنگ عراق در آن هشدار می دهد که به ازای هر دلار افزایش بهای نفت خام، ایران به یک و نیم میلیارد دلار درآمد اضافی دست پیدا می کند که برای ارسال بمب های کنارجاده ای به عراق هزینه می کند.
به گزارش صراط منابع میانه رو ایرانی در آمریکا می گویند در شرایطی که روابط دو کشور روز به روز بدتر می شود و در واشنگتن بار دیگر زمزمه درگیری نظامی با ایران مطرح می شود، استفاده از این روش تبلیغاتی غیرمسوولانه و خطرناک است.
اریک ساپ در پاسخ می گوید پیام آگهی شبکه ارزش های آمریکایی، خطاب به مردم ایالات متحده بوده است و ربطی به جامعه ایرانی های آمریکا ندارد.
آقای ساپ گفت: "این آگهی بر نقش مردم آمریکا تاکید دارد... وابستگی بیش از حد آمریکا به مصرف نفت خام بی ثباتی سیاسی در جهان و تغییرات آب و هوایی را به همراه داشته است."
او ادامه داد: "ما در این آگهی به طور عمدی از تصاویری استفاده کردیم که نشان می دهد تهدیدی که متوجه ماست، از محل حکومت های آزادی خواه و ضد آمریکایی است."
به گفته او این آگهی از آن جهت که باعث توجه مردم به خطرهای ادامه وابستگی به نفت خام برای امنیت ملی آمریکا شده، موفقیت آمیز بوده است.
شورای ملی ایرانیان آمریکا، نایاک، از شبکه ارزش های آمریکایی خواسته است با تمدید نکردن دوره پخش آگهی آقای احمدی نژاد، به این کار پایان دهد.
اين شورا معتقد است كه اگر قرار است ايران قدرت بگيرد نبايد احمدي نژاد قدرت داشته باشد !

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
بسم الله الرحمن الرحیم
از سالهای دور یهود عنود به دنبال هدم اسلام و آثار آن بوده است و برای تسهیل در نیل به این هدف برای خود برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای را انجام داده است و تقریباً از بکار گیری هیچ امکانی فروگذاری نکرده است اعم از امکانات مادی(پول و سرمایه)و امکانات معنوی(هم سوئی سران خائن دول بظاهر اسلامی و به دست گیری افکار عمومی جهان معاصرو ... ) .
این برنامه ریزی قبل ازظهور اسلام شروع شد که رد پای آن را در تاریخ مکتوب می توان ملاحظه کرد.مثلاً ابرهه برای هدم نماد اصلی ادیان ابراهیمی وتوحیدی به مکه لشکر کشی عظیمی راه می اندازدتا خانه خدا را نابود سازد..که این یمن زیر نظر حکومت حبشه مسیحی و او زیر نظر حکومت بیزانس بوده است ( فقط بررسی این نقشه از بعد سیاسی و اجتماعی آن زمان وقت زیادی می خواهد که از حوصله این نوشتار بیرون است.)
شکل استقرار یهود و مسیحیت در جزیرة العرب نیز نیاز به بررسی دارد یهود در جزیرة العرب چه می کند خاستگاه او جای دیگر است به دنبال چه در یثرب مستقر شده است.
ارتباط بعضی از صحابه پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلّم) با یهود و بالعکس و هجوم بعضی از افراد یهودی برای مسلمان شدن و نقش آنها در تحریف معارف و آمیخته کردن بعض از معارف با اسرائیلیات از قبیل جسمیت خدا, رویت خداو... که همه اینها در مذهب به اصطلاح اهل سنت دیده می شود.
در مذهب حقه شیعه امامیه اثنی عشریه هیچ از این مسائل دیده نمی شود و این به خاطر صیانت ائمه (علیهم السلام) از مرزهای دین بوده است.
یکی از ترفندهای یهود برای مقابله با دین مبین اسلام فرقه سازی است که در این مورد نیز به خاطر غفلت مسلمین به توفیقاتی نیز دست یازیده است.
از سه قرن پیش فرقه ضاله ای را به دست فرد شومی به نام محمد ابن عبداوهاب ذر حجاز راه انداخت که با فکر منحرف فرد مذکور و سرمایه فرد قدرت طلبی بنام محمد ابن سعود در نجد حجازپایه گذاری شد. و این حکومت تمام جواسته های یهود را یک به یک به منصه ظهئر رساند از جمله آن تخریب قبور ائمه بقیع (سلام الله علیهم اجمعین)می باشد که در 8شوال سال 1344 هجری قمری مبادرت به این عمل شنیع و شوم نمودند.(اعدّالله لهم عذاباً مهیناً)

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
مهدي بيا
اي جان جانانم بيا، روح و روان من بيا
تا كي جدا از ما بيا، جانا بيا جانا بيا
اي روح من مشتاق تو، اي روح من مايل به تو
تا كي تمنايت كنم ،مهدي بيا مهدي بيا
گر بينمت خندان شوم ، ناديده من گريان شوم
تا كي فراقت را سزا ،يابن الحسن مهدي بيا
گر تو بيائي كاخها، ويران شود چون كوخها
اي جانشين اوليا،اي حافظ قران بيا
كوس ان الحق را بزن ، دجال ناحق را بزن
ما را رجا ،ما را رجا ،صاحب زمان آقا بيا
خوبان ندايت مي كنند ، مستان صدايت ميكنند
بيدار هوشياران بيا، اي مرد روحاني بيا
مستم بيا هوشيار كن، خوابم بيا بيدار كن
گر ميكنم بازم گنه ،معصوم رباني بيا
نامت بيايد چون شوم ، سرگشته و حيران شوم
حبل المتين خلقها ،اي يوسف زهرا بيا
روشن بكن شبهاي ما ، رنگي بده دنياي ما
اي رنگ و بوي مصطفي ، مهدي بقي ا.. بيا
چشمم هماره شد بدر، گوشم همي جويد خبر
اي صبح اميد همه ، اي منتظر ،جانم بيا
آدينه شب با عشق تو ،اندر وصال روي تو
من مي روم در خواب تو،اي صبح بيداري بيا
ما را نباشد طاقت سال دگر ، عجل فرج ،عجل فرج
هشتاد ونه قبل از نود ، حالا بيا حالا بيا
عجل فرج ،عجل فرج،عجل فرج،عجل فرج
حالا بيا حالا بيا ، حالا بيا حالا بيا
20 ربيع پنج شنبه 5/12/89
رضا صدري علمداري(بي قرار)

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
بولتن نیوز: در مدت تقریبا یک سال گذشته، کشورهای مدعی دموکراسی و رعایت حقوق بشر وارد مرحله جدیدی از امر حکومت مداری خود شدند. در نگاهی گذرا به جریان اعتراضات مردمی در یک سال اخیر در کشورهای اروپایی به این نکته پی خواهیم برد آنهایی که دم از حقوق بشر می زنند ، خودشان چگونه با اعتراضات به حق و مسالمت آمیز مردم کشورشان برخورد کرده و می کنند.

به عنوان نمونه در جریان اعتراض بی سابقه سال گذشته دانشجویان انگلیس به دلیل افزایش 300 درصدی شهریه دانشگاهها، که حداقل 45 هزار دانشجوی انگلیسی در آن شرکت داشتند پلیس این کشور با خشونت هر چه تمام تر با دانشجویان برخورد کرد و بیش از 1000 تن از دانشجویان بی گناه را دستگیر و بازداشت کرد. این در حالی است که نمایندگان مجلس این کشور وعده کرده بودند که هیچگونه افزایش شهریه ای در کار نیست.

بن رايت، گزارشگر بي بي سي که در محل راهپيمايي حضور داشت، گفت جو اعتراضات خيلي پر تنش بوده است و چهار رديف مامور پليس از ساختمان مرکزي حزب محافظه کار در محله ميلبنک محافظت مي کنند. زد و خورد شدیدی که بین ماموران پلیس و دانشجویان انجام شد منجر به زخمی شدن تعداد زیادی از آنها شد. هم چنین در این راهپیمایی اعتراضی برخي از معترضان، شيشه هاي دفاتر مرکزي حزب محافظه کار را شکسته اند و در مقابل اين ساختمان، پلاکاردها را آتش زده اند. خشونت دو سوی تظاهرات به حدی بود که پیامدهای ناشی از آن تا مدت ها در فضای جامعه باقی ماند.

در اعتراض مشابهی که در فرانسه و در اعتراض به قانون بازنشستگی انجام شد نیز شبکه خبری یورونیوز گزارش داد که تنش میان اتحادیه ها و دولت فرانسه بر سر اصلاح نظام بازنشستگی بالا گرفته است. این شبکه افزود: کامیونداران فرانسوی نیز با پیوستن به جنبش ملی اعتراضی بر شدت اعتصاب ها افزوده اند. هم چنین کارکنان شرکت ملی راه آهن فرانسه نیز اعتصاب خود را از سر خواهند گرفت.

دیدیه لورست از اتحادیه کنفدراسیون عمومی کارگران گفت: بخش های حمل و نقل، انرژی، پست و ارتباطات و ذوب فلزات در اعتراض به طرح دولت برای افزایش سن بازنشستگی اعتصاب خواهند کرد. هر چند ظاهرا خللی در حمل و نقل هوایی در فرانسه ایجاد نشده است اما احتمال می رود کمبود سوخت مشکلاتی را در این بخش بوجود آورد. بسیاری از پالایشگاههای فرانسه در اعتصاب بسر می برند.

البته این اعتراض دسته جمعی در کشور فرانسه، با اعتصاب صنوف مختلف همراه بود. از سویی دیگر هنوز چند ماهی از موج بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا نگذشته بود که رهبر انقلاب در سخنرانی سخن از رسیدن موج قیام ها به قلب اروپا به میان آوردند. بر این اساس از چند ماه قبل نیز مجددا اعتراضات گسترده ای در کشورهای اروپایی آغاز شد.

این اعتراضات بی سابقه ابتدا در یونان و به بهانه طرح ریاضت اقتصادی دولت این کشور بر پا شد که با زد و خورد شدید بین ماموران پلیس و مردم این کشور همراه شد و تصاویر منتشر شده از این درگیری ها حیثیت کشورهای اروپایی مدعی حقوق بشر را در جهان زیر سوال برد. بعد از آن تظاهرات مردمی در انگلیس، فرانسه و ایتالیا نیز با برخورد خشن پلیس همراه شد.

همه این موضوعات در حالی است که همین کشورها در فتنه 88 جمهوری اسلامی را به دلیل برخورد با کسانی که حتی مجهز به انواع و اقسام سلاح های گرم و سرد بودند و خواسته ای نداشتند جز سرنگونی نظام، متهم به نقض حقوق بشر کردند و با دخالت آشکار در امور داخلی کشور خواستار تن دادن ملت به خواسته های گروهی از معاندان شدند.
در جریان فتنه سال 88 در کشور تمام ضد انقلاب ها و گروههای تروریستی از جمله گروه سلطنت طلبان، بهائیان، پژواک، منافقین، کومله و... با مدیریت سازمان های جاسوسی امریکا، انگلیس و اسرائیل قصد ضربه زدن به ملت را داشتند و با جنگ رسانه ای و تحریک نیروهای سست عنصر داخلی به فکر پیاده کردن نیات شوم خود بودند. این در حالی بود که به لحاظ خشونت و برخورد شدیدی که نیروی انتظامی ایران با فتنه گران داشت اساسا قابل قیاس با کشورهای اروپایی مدعی حقوق بشر نبود و با کمترین تلفات همراه شد. اما همه شاهد بودند تمام آن کشورهایی که دیروز اعتراضات بحق مردمشان را به شدیدترین شکل سرکوب می کردند ، در قضیه فتنه که عملا نقشه ای برای سرنگونی ملت بود چگونه به حمایت از ضد انقلاب برخاستند.


Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
یک کودک هفت ساله و یک زن از جمله شهدای این اقدام تروریستی هستند.

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع(علیهم السلام) و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين(سلام الله علیها) مادر حضرت اباالفضل العباس ( عليه السلام )و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق ( عليه السلام ) و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع (علیهم السلام)را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق ( عليهم السلام ) قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم )و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .
طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموال را خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)
عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين( عليه السلام)) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آنها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."
جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانههاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!
اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آنها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشتهاند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرش سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانهها كسي باقي نماند، به دكانها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي مصحف شريف و نسخههايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."
سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:
"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي ميكرد و از شنيدن آن ناراحت ميشد. صلوات فرستنده را اذيت ميكرد و به سختترين وجه مجازات مي نمود.
حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."
محمد بن عبدالوهاب به نوبهي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري ميزيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم ميدانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامهي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه ميكرد و ميگفت: خداوند به آسمان دنيا ميآيد، همان گونه كه من اكنون فرود ميآيم! سپس يك پله از منبر پائين ميآمد!"
عقايد او آنچنان سخيف و بيمقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.
اين قطرهاي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زدهاند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ دادهاند. يكي از شبهات آنان مسألهي بناء بر قبور است. آنها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام ميدانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبههي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبههي آنان را صريح آيهي 21 سوره كهف دفع مينمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه ميخواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله ميتوان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…
اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآنها را در خيابانها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي( عليه السلام) و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!




Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This


Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
نماز عید فطر امام رضا علیه السلام
این قضیه را شنیده اید:مامون اصرار داشت که حضرت رضا علیه السلام ولایتعهدی را بپذیرد.حضرت نمی پذیرفت.آخر،مساله اجبار را مطرح کرد که حضرت پذیرفت ولی طوری پذیرفت که خودش عین نپذیرفتن بود و بیشتر سبب رسوایی مامون شد.
خلفا سالها بود که نماز عید فطر و عید قربان می خواندند.پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان می خواند،اینها هم نماز عید فطر و عید قربان می خواندند.اما روش نماز خواندن به تدریج فرق کرده بود،سیره فرق کرده بود.(مثال خوبی است:نماز عید خواندن، کتاب الله و سنت رسول الله است اما چگونه نماز خواندن،سیره است.)کم کم دربارهای خلفا مانند دربارهای ساسانی ایران و قیاصره روم شده بود،دربارهای خیلی مجلل.لباس خلیفه و سران سپاه دارای انواع نشانه های طلا و نقره بود.خلیفه وقتی می خواست به نماز عید بیاید،با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتی می آمد. خودش سوار بر اسبی که گردنبند طلا یا نقره داشت می شد و شمشیری زرین به دست می گرفت، سپاه نیز از پشت سرش می آمد،درست مثل اینکه می خواهند رژه نظامی بروند.بعد می رفتند به مصلی،دو رکعت نماز می خواندند و بر می گشتند.
مامون به حضرت رضا اصرار داشت که می خواهم نماز عید فطر را شما بخوانید. امام فرمود:من از اول با تو شرط کردم که فقط اسمی از من باشد و من کاری نکنم. نه آقا!من خواهش می کنم.شما از نماز هم ابا می کنید؟!این که یک کار مربوط به مردم نیست که بگویید پای ظلمی در کار می آید.لا اقل همین یک نماز را شما بخوانید. در اینجا حضرت جمله ای می گوید نظیر جمله امام حسین و نظیر جمله علی علیه السلام در جریان بیعت بعد از عمر.فرمود:من به یک شرط حاضرم،من نماز می خوانم اما با سیره جدم و پدرم،نه با سیره شما.مامون با آنهمه زرنگی که داشت(از نظر خودش)احمق شد.گفت:بسیار خوب،به هر سیره و روشی که می خواهید بخوانید.فکر می کرد غرض این است که کاری را به عهده حضرت رضا گذاشته باشد تا مردم بگویند پس امام رضا عملا هم قبول کرد.
در روز عید فطر،امام رضا علیه السلام به اطرافیان خود فرمود:لباسهای عادی بپوشید،پاها را برهنه کنید،دامن عباها و آستینهایتان را بالا بزنید و ذکرهایی را که من می گویم شما هم بگویید.حالتتان حالت خشوع و خضوع باشد.ما داریم به پیشگاه خدا می رویم،توجهتان به خدا باشد.ذکرها را که می گویید،خدا را در نظر بگیرید.امام (1) عمامه اش را به شکلی که پیغمبر می بست بسته است،لباسش را به شکلی که پیغمبر می پوشید پوشیده است،عصا به شکل پیغمبر به دست گرفته،پاهایش را برهنه کرده،با یک حالت خضوع و خشوعی!از همان داخل منزل که بیرون می آمد،با صدای بلند شروع کرد به گفتن «الله اکبر،الله اکبر،الله اکبر علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا».سالهاست که مردم این ذکرها را درست نشنیده اند.کسانی که همراه حضرت بودند،وقتی آن حال الهی حضرت را دیدند که منقلب شده،خودش را در حضور پروردگارش می برد و اشکهای مبارکش جاری است،با حالت خضوع و خشوع،با معنویت تمام و در حالی که اشکهایشان جاری بود فریاد کردند:«الله اکبر،الله اکبر علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا».حضرت می گوید و اینها تکرار می کنند،تا آمدند نزدیک درب منزل.صدا بلندتر می شد.مامون،فرماندهان سپاه و سران قبایل را فرستاده که بروید پشت سر علی بن موسی الرضا نماز عید فطر بخوانید.اینها به سیره سالهای پیش خلفا،خودشان را آرایش و مجهز کرده و لباسهای فاخر پوشیده اند،اسبهای بسیار عالی سوار شده و شمشیرهای زرین به کمر بسته و دم درب ایستاده اند که حضرت رضا با همان جلال و هیبت دنیایی و سلطنتی بیرون بیاید.یکمرتبه حضرت با آن حال بیرون آمد.در میان آنها ولوله پیچید و بی اختیار خودشان را از روی اسبها پایین انداختند و اسبها را رها کردند.تاریخ می نویسد:چون می بایست پاها برهنه باشد و آنها چکمه به پا داشتند و چکمه نظامی را به زودی نمی توان بیرون آورد، هر کس دنبال چاقو می گشت که زود چکمه را پاره و پاهایش را لخت کند.اینها نیز دنبال حضرت به راه افتادند.کم کم صدای هیمنه «الله اکبر»شهر مرو را پر کرد.مردم ریختند روی پشت بامها و به تدریج ملحق شدند.در مردم نیز روح معنویت موج می زد.حضرت می فرمود:«الله اکبر»،این شهر یکپارچه فریاد می زد:«الله اکبر».هنوز از دروازه شهر بیرون نرفته بودند که جاسوسها به مامون خبر دادند که اگر این قضیه ادامه پیدا کند،تو مالک سلطنت نیستی.سربازها ریختند که نه آقا!زحمتتان نمی دهیم،خیلی اسباب زحمت شد،خواهش می کنیم برگردید.
این،معنی روش است.مامون هم در این مورد به کتاب الله و سنت رسول الله عمل می کرد(نماز عید فطر جزء کتاب الله است)اما همان نماز،روشی پیدا کرده بود که بی محتوا و بی حقیقت شده بود.حضرت رضا فرمود:من حاضرم نماز را بخوانم اما با روش جدم و پدرم،نه با روش جد و پدر تو.
پی نوشت:
1) مرد حقیقت است،مرد خداست،مرد عبادت است.قبلا عرض کردم عبادت و عشق به خدا یک بعد اساسی از ابعاد اسلام و بلکه اساسی ترین ابعاد اسلام است که عمر با آن مبارزه کرد.

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
ولایت علی(علیه السلام) در قرآن
«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنواالذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوة و هم راکعون ». (سوره مائده، آیه 55)
هماناولی شما خدا است و پیامبرش و آن مومنانی که نماز را بر پا می دارند و زکات را درحال رکوع می پردازند.
همان گونه که دین مقدس اسلام، اوهام بشر را از میان برداشت; از نظر شئون اجتماعی، تاثیر وهم را در عقل و اثر خیال را در حقیقت، محو و نابود کرد و حق را دائر مدار علم و منطق قرار داد. از این نظر، عقیده از دید اسلام، باید برمبنای عقل قطعی یا نقل قطعی باشد، و به هر حال منتهی شود به علم که در آن احتمال خلاف و گزافی نمی رود. و بر این مبنا، حسابی برای اکثریت و اقلیت نیست.
ملت رشید آن ملتی است که تابع حق باشد چه در اقلیت و چه در اکثریت.
اعتقاد به خلافت بلافصل امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام منهای نظر به عقیده اکثریت یا اقلیت جزء ضروریات عقلی و بدیهیات نقلی است. و این بحث چه از نظرکبروی و چه از جهت تطبیقی، عالی ترین بحثی است که باید مسلمانان متوجه آن شوند وبه آن روی آورند.
همه می دانند که «ولایت » ضامن اجرای احکام قرآن و اسلام است و ولایت ضامن عملی شدن دین است در تمام شئون انسانی. دین ضامن اجرا لازم دارد و ضامن اجرای دین باید بر تمام علوم و معارف دینی مسلط باشد، بلکه باید دین در درجه اول درخود او منعکس شده باشد، و چنین کسی پس از پیامبر جز علی نمی تواند باشد.
هرگز سراب، انسان را سیراب نمی کند و هرگز از صحرای لم یزرع، گل و لاله نمی روید.
انسان هایی که نه از توحید و نه از نبوت و نه از معاد و نه از معارف دین و نه ازشئون جمال و جلال و کمال ربوبی، بهره ای دارند و از اقیانوس مواج فقاهت اسلام اطلاعی ندارند که گاهی معنای یک آیه کوچک را نمی توانند بدانند، هرگز شایستگی نشستن در مقام والای ولایت را ندارند.
در جایی که قرآن حکم می کند و انسانی را برای ولایت بر می گزیند، جای سخن یااستدلال برای دیگران نیست. در جایی که همه مفسران آیه ولایت را منحصر در خدا ورسولش و علی می دانند که در حال نماز انگشتر را به سائل می بخشد، چه جای استدلال برای ولایت دیگران است. تازه قرآن در جای دیگری، دلیل برگزیدن خداوند را چنین بیان می فرماید: «ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم » خداونداو را بر شما برگزید و به او فزونی در علم و جسم (نیروی بدنی) بخشید.
پس آن کسی می تواند رهبر و ولی مردم باشد که هم از نظر کمال جسمی و هم از نظرکمال علمی در مقام شامخی قرار داشته باشد. و کیست جز علی برای چنین مقام والائی؟
چه کسی شایسته مقام خلافت و جانشینی پیامبر است جز او که از هر نظر برگزیده است؟
در حالی که «لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار» نازل می شود و در حالی که پیامبر او را باب علم خود می داند (انا مدینه العلم و علی بابها) و در حالی که ضربت علی به فرموده پیامبر و نقل فریقین بالاتر از عبادت ثقلین است، پس چه جای بحث و تامل می ماند؟
و ما بر این باوریم که اگر جهان بخواهد روی سعادت را به خود ببیند، باید فقطو فقط به در خانه علی برود و در برابر این دریای بی کران علم و فضیلت و کمال وتمام خصال والای الهی، زانو بزند تا به سعادت دارین دست یابد و جز این راهی برای خوشبختی نیست.
والسلام علی من اتبع الهدی.

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
با عرض معذرت از پیشگاه شهیدان رجائی و باهنر از اینکه مطلب را در مورد این دو اسطوره انقلاب مقداری دیر در وبلاگ خود قرار دادم
اشاره
هفته اول شهریورماه، به مناسبت شهادت دو دولت مرد بزرگ انقلاب اسلامی، شهید محمدعلی رجایی (رئیس جمهور) و شهید حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر (نخست وزیر) هفته دولت نام گرفته است. در طی این هفته، مردم با عملکرد و دستاوردهای دولت در زمینه های گوناگون عمرانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آشنا می شوند. هیئت دولت با توجه به وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی رحمه الله و رهنمودهای مقام معظم رهبری، می کوشد در زمینه های گوناگون به موفقیت های بیشتر و مهم تری دست یابد و آینده بهتری برای ملت بزرگ و پرافتخار ایران به وجود آورد.
هفته دولت
در تاریخ هر ملت، فراز و نشیب های تلخ و شیرینی وجود دارد که تعیین کننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت است. نظام جمهوری اسلامی در ایران به رهبری بزرگ مردی که جهان مانند او را کمتر به خود دیده است، نیز جان فشانی فرزندان فداکار این مرز و بوم، بزرگ ترین بخش تاریخ ماست که خاطرات تلخ و شیرین بسیاری در دل دارد. در این میان، شهادت دو شخصیت فداکار اسلام، رجایی و باهنر که به آتش کین منافقان سوختند، فصلی از شهادت را به نام «هفته دولت» در تاریخ انقلاب گشوده است. علت نام گذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت و مکتبی بود که پس از حاکمیت لیبرال ها بر کشور، عهده دار امور گردید. این دولت در آن دوره بحرانی، بیش ترین حد تلاش و کوشش را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب از خود نشان داد، تا آنجا که جان خویش را سر آن نهاد.
منبع:http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=0&MagazineArticleID=21034
پدید آورنده : زینب خاتون جلال کمالی ، صفحه 23

Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This
ادامه مطلب...